بررسی روابط بین عوامل فردی- خانوادگی و ترجیحات همسرگزینی با رضایت زناشویی زوجهای هر دو شاغل در آموزش و پرورش
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مشاوره، دانشگاه علامه طباطبائی تهران
2 عضو هیأت علمی، گروه روانشناسی و مشاوره، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی
3 دانشجوی دکتری علوم تربیتی، واحد اراک،دانشگاه آزاد اسلامی
doi
چکیده
این پژوهش با هدف تعیین نمودن روابط بین عوامل فردی- خانوادگی و ترجیحات همسرگزینی با رضایت زناشویی زوجهای هر دو شاغل در آموزش و پرورش شهرستان دلفان انجام گرفته است. نمونه پژوهش مشتمل بر 238 آزمودنی (119زوج) بودند که جهت بررسی دقیق تر روابط مورد پژوهش از نمونهگیری جامع استفاده شد و کلیه جامعه آماری مورد بررسی قرار گرفت. برای جمع آوری اطلاعات از سه پرسشنامه انریچ، اطلاعات فردی- خانوادگی و ترجیحات همسرگزینی استفاده شده است. جهت تجزیه و تحلیل دادهها علاوه بر روشهای آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون، ضریب همبستگی اسپیرمن، آزمون t، تحلیل واریانس یک راهه، آزمون تعقیبی شفه مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان داد که در بین عوامل فردی- خانوادگی؛ میزان درآمد ماهانه و سابقه طلاق با رضایت زناشویی رابطه مثبت داشت و عواملی چون تعداد فرزندان و طول مدت ازدواج رابطه منفی معنادار با رضایت زناشویی دارند. علاوه بر این، بین سایر عوامل مانند میزان تحصیلات، سن ازدواج، تفاوت سنی زن و شوهر، نوع ازدواج و رضایت زناشویی رابطه ای وجود ندارد. همچنین یافتهها نشان میدهد که بین ترجیحات همسرگزینی و رضایت زناشویی رابطه معنادار وجود دارد. با توجه به سطح پایین رضایت زناشویی در این گونه از زوجهای هر دو شاغل، لزوم توجه بیشتر به عوامل فردی- خانوادگی قبل از ازدواج ضروری به نظر میرسد. همچنین با توجه به رضایت زناشویی بالاتر در شیوه همسرگزینی آشنایی و رضایت خانواده، این شیوه جهت انتخاب همسر توصیه میشود.