بررسی آموزههای اخلاقی آفریننامۀ ابوشکور بلخی با نگاهی به میزان تأثیر آن بر قابوسنامه
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران
2 کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران
doi
چکیده
مثنوی آفریننامۀ ابوشکور بلخی از آثار تعلیمی قرن چهارم و موضوع آن اخلاق و پند و اندرز است. هرچند بخشهای زیادی از این مثنوی از میان رفته، همین مقدار اندک، گواه بر استادی و مهارت شاعر آن در عرصۀ ادبیات تعلیمی است. در جستار پیش رو، ابتدا ناظر به دلالتها و نشانههای زبانی و تصویری، آموزههای تربیتی آفریننامه با بسیاری از کتابهای اخلاقی پیش از اسلام تطبیق داده شد؛ حاصل کار حاکی از آن است که توصیههای حکمی آفریننامه، متأثر از اندرزهای پیش از اسلام، بهویژه آموزههای اخلاقی دورۀ ساسانیان است. پس از ابوشکور، نویسندگان و شعرای بسیاری آفریننامه را سرمشق کار خود قرار دادهاند؛ از جملۀ این نویسندگان میتوان عنصرالمعالی کیکاوس را نام برد که در نگارش اثر ارزشمند خود، قابوسنامه، به آفریننامۀ ابوشکور نظر داشته است. گام دیگر پژوهش حاضر، نقد و بررسی آموزههای اخلاقی مشترک آفریننامه و قابوسنامه از حیث محتوایی، زبانی و بلاغی است. مؤلفههای تربیتی آفریننامه به سه شکل در قابوسنامه نمود یافته است: بخشی از ابیات آفریننامه عیناً در قابوسنامه تضمین شده است، قسمتی دیگر شامل مضامین و پیام اخلاقی مشترکی است که از حیث زبانی وبیانی و تصویری نیز بهسبب تشابهات بسیار، خواننده را به اقتباس عنصرالمعالی از بوشکور و یا بهرهگیری آن دو از آبشخوری واحد راهنمایی میکند؛ افزون بر موارد یادشده، بخشی از آموزههای این دو اثر، فقط بهلحاظ محتوایی مشترکاند.