بررسی میران رضایت زناشویی زنان روستایی مورد مطالعه: روستای گرماب شهرستان فیروزه

doi
10.22067/social.2026.89296.1545
چکیده

خانواده واحد اصلی اجتماع است و در نتیجه به توجه ویژه‌ای نیاز دارد، ازاین‌رو می‌بایست از گسترده‌ترین حمایت و یاری‌های ممکن برخوردار باشد تا پذیرای کامل مسئولیت‌های خود در جامعه باشد. در این میان رضایت از زندگی زناشویی از عوامل بسیار مهم در زندگی است. رضایت زناشویی را می‌توان احساس عینی از خشنودی، رضایت و لذت تجربه‌شده توسط زن و شوهر دانست، زمانی که تمام جوانب ازدواجشان را در نظر می‌گیرند. رضایت زناشویی از انطباق بین وضعیتی که مورد انتظار است و وضعیت موجود فرد در روابط زناشویی حاصل می‌شود و درواقع نگرش مثبت و لذت‌بخشی است که زن و شوهر از جنبه‌های مختلف روابط زناشویی خود دارند. هدف از پژوهش حاضر، سنجش میزان تأثیر عوامل اجتماعی اقتصادی در رضایت زناشویی زنان است. جامعۀ آماری زنان متأهل روستای گرماب شهرستان فیروزه است. داده‌ها از طریق پرسشنامۀ استاندارد از زنان 11 تا 45 سالۀ روستای گرماب که سابقۀ ازدواج در سن زیر 18 سالگی را داشتند، با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای با حجم 255 مورد گردآوری شده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که رابطۀ متغیرهای سن ازدواج، تحصیلات، تحصیلات همسر، تحصیلات مادر، اعتماد اجتماعی، برابری جنسیتی، جهت‌گیری مذهبی، کیفیت رابطۀ زناشویی و نگرش به اوقات فراغت، با متغیر وابستۀ معنادار و مستقیم، و رابطۀ متغیرهای سن همسر، عدم توافق مالی، تفاوت سنی، طول مدت ازدواج، اختلاف سطح تحصیلات زوجین، شیوۀ حل تعارض استبدادی و دخالت اطرافیان، با رضایت زناشویی معنادار و معکوس است. یافته‌های رگرسیون خطی حاکی از این است که کیفیت رابطۀ زناشویی، نگرش به اوقات فراغت، برابری جنسیتی، جهت‌گیری مذهبی، توافق مالی و طول مدت ازدواج از عواملی هستند که مستقیماً بر میزان رضایت زناشویی زنان تأثیرگذارند. توصیه می‌شود سیاستگذاران برای مدیریت این مسئله به متغیرهای کیفیت روابط زناشویی، برابری جنسیتی و اوقات فراغت توجه ویژه‌ای داشته باشند.