بررسی جامعهشناختی خشونت علیه زنان در داستان هجرت سلیمان « با تأکید بر هویت زنان»
نویسندگان
1 کارشناس ارشد مطالعات (زن و خانواده)دانشگاه شهید باهنر کرمان
2 استادیارگروه علوم اجتماعی دانشگاه شهید باهنر کرمان
doi
چکیده
در داستان های معاصر با وجود تحولات تازه، ردپای مردسالاری و زنان گرفتار خشونت، به وضوح دیده می شود. از سوی دیگر شکل گیری هویت زنان نیز متأثر از تصورات و انتظارات اجتماعی است که از طریق خانواده، منابع آموزشی، رسانه ها و در مجموع سیاست گذاری های کلان اجتماعی و فرهنگی به افراد انتقال می یابد. مقاله ی حاضر به بررسی خشونت و هویت در داستان هجرت سلیمان نوشته محمود دولت آبادی با بهره گیری از تئوری های نقد ادبی فمینیستی و نظریات آنتونی گیدنز و ریچارد جنکینز می پردازد. تکنیک به کار رفته در این پژوهش تحلیل محتوا است. حاصل مطالعه نشان می دهد که در این رمان خشونت نقش اساسی دارد و در قالب خشونت های جسمی، روانی و اقتصادی ظاهر می شود و زنان را مغلوب می سازد. بیشترین خشونت به کار برده شده در این داستان مربوط به خشونت جسمی و بعد از آن خشونت روانی و سپس خشونت اقتصادی است. شخصیتی که در این داستان بیشترین خشونت بر او اعمال شده شخصیت معصومه همسر سلیمان می باشد. از سوی دیگر هجرت سلیمان داستانی است که نه به تأمل و خوداندیشی زنان پرداخته و نه زنان در آن به فردیت دست یافته اند. در نهایت می توان نتیجه گرفت که داستان هجرت سلیمان با ساختاری مردسالارانه بیانگر ستم های جنسیتی، خشونت، سرکوب و حقارت زنان است و زنان داستان نیز فردیت و استقلال هویتی چندانی ندارند.