مقایسۀ سیاوش، انسان آرمانی شاهنامه با نوح، انسان کامل تورات

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کاشان

2 مدرس گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کاشان

3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی مجتمع آموزش عالی شهید محلاتی قم

4 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد کاشان

doi
چکیده

سیاوش و نوح(ع) در شاهنامه و تورات، همسان و هم‌روزگار نیستند اما هر دو از یک ویژگی مشترک برخوردارند؛ یعنی کامل و آرمانی‌اند، دو شاخصۀ قدسی و مینوی که همواره مطلوب بشر کمال‌طلب بوده است. کمال‌طلبی، گاه در قامت سیاوش، انسان آرمانی شاهنامۀ فردوسی، و در روایتی اسطوره‌ای و حماسی ترسیم می‌شود و گاه در قالب نوح، انسان کامل تورات و ضمن روایتی تاریخی‌مذهبی ظهور و بروز می‌یابد. معیارهایی که شاهنامه به‌عنوان منبعی سرشار از نکته‌های اخلاقی و تربیتی از انسان آرمانی ارائه می‌دهد، با شاخصه‌های انسان کامل تورات به‌عنوان متنی تاریخی‌مذهبی، چندان تفاوتی ندارند؛ زیرا فردوسی به‌عنوان حکیمی خردورز تلاش می‌کند چهره‌ای الهی و جاودانه از سیاوش ارائه ‌دهد که هم با دیدگاه اسطوره‌ای منطبق باشد و هم از نظر مذهبی قابل پذیرش و مقبول؛ بر همین مبنا، داستان سیاوش با وجود نقل در متون مهری و مزدیسنی پیش از شاهنامه، همواره مورد توجه ایرانیان مسلمان نیز بوده است. با مقایسۀ سیاوش و نوح(ع) و واکاوی برخی از ویژگی‌های شخصیتی و اخلاقی و تعلیمی دو انسان اسطوره‌ای و دینی، دریافت می‌شود که وجه مشترک هر دو، اخلاق و معیارهای تربیتی و آموزه‌های تعلیمی است و ارزش‌ها و ملاک‌های ارزشی در تورات و شاهنامه بسیار به هم نزدیک‌اند.