راهکارهای مولانا برای مقابله با ترسهای مذموم در مثنوی با نگاهی به دیدگاه روانشناسان
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب
2 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب
3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب
4 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب (نویسنده مسؤول)
doi
چکیده
مولانا در آموزههای عرفانی خویش، همۀ ابعاد شخصیت انسان را مورد توجه قرار داده است و برای هریک از بیماریهای ذهنی و روانی او راهکار ارائه میکند. یکی از بیماریهای ذهنیوهمی که او در مثنوی معنوی به آن پرداخته شده، ترس است. مفهوم ترس از نگاه کلنگر او، به دو نوع ترس مذموم و ممدوح تقسیم میشود؛ ترس مذموم که مورد نظر ماست از من دروغین و کاذب ناشی میشود؛ هرچند مولوی ترس را معمار اصلاح جهان مادی و در جای خود مفید میداند. راهکارهایی که برای مقابله و رهایی از ترسهای مذموم که برخی از زمینههای فکری ایجادگر آن ترس از مرگ، غم غربت و تنهایی وجودی، ترس از قضا و مشیت، ترس از شرّ اضداد، ترس از اختیار و آزادی انتخاب، ترس از گناه و... است، از نگاه تیزبین او رویکرد به دین و مذهب، توبه، توکل و تسلیم، یافتن من حقیقی (گنج درون)، ترک فرافکنی، پذیرش تعارضات درونی و استفاده از موهبات آن، هیچ نخواستن در سایۀ فقر و فنای عرفانی، آشنای با سازوکارهای گناه در جهت رشد و تعالی و... است. پژوهش حاضر بهصورت توصیفیتحلیلی و با ابزار کتابخانهای انجام شده است. در این جستار از آنجایی که مقولۀ ترس به حوزۀ روانشناسی نیز مرتبط میشود و مولوی از قرنها پیش از روانشناسان امروز به ارائۀ مفاهیم درمانی (هرچند بار رویکرد و اهدافی متفاوت) پرداخته است، (غیر از دیدگاه روانشناسی تحلیلی کارل گوستاو یونگ) از روانشناسان انسانگرا و وجودگرایی مثل رولومی، اریک فروم، ویکتور فرانکل، اروین یالوم، ابراهام مزلو، سورن کرکگور، کارن هورنای و... استفاده میشود تا هم به غنا و گستردگی این مفاهیم بیفزاییم و هم به اثبات این مهم که مولوی قرنها پیش از روانشناسی امروز به مفاهیم و سازوکارهایی برای مقابله با ترس دست یافته که میتواند از خلال قصههای مثنوی بهطور آشکار و یا ضمنی مورد استفادۀ آیندگان قرار بگیرد؛ لذا آموزههای پیشینیان ادب و عرفان ایرانی را نباید دستکم گرفت.