تأثیر رذایل اخلاقی بر اختلالات نظام معرفتی با تکیه بر داستان‌های بلعم باعورا، برصیصا، هاروت و ماروت از مثنوی المعنویۀ الخفیه گلشنی بردعی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهاقان

2 دانشیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهاقان

3 استاد زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهاقان

doi
10.30495/pars.2021.680941
چکیده

مثنوی المعنویۀ الخفیه اثر شیخ ابراهیم بن محمد گلشنی بردعی (830ـ940ق) به تقلید از مثنوی معنوی مولانا سروده شده و حاوی نکات عرفانی، اخلاقی، حکمی و تعبیرات و تأویلات فراوان است. در این مقاله کوشش می‌شود تا تأثیر رذایل اخلاقی بر اختلالات نظام معرفتی، با استفاده از سه داستان معروف بلعم باعورا، برصیصا و هاروت و ماروت در این مثنوی بررسی شود. اگرچه این سه داستان حدود هفت هزار بیت از این مثنوی سی‌وپنج هزار بیتی را شامل می‌شود، گلشنی بردعی عصارۀ اندیشه و جهان‌بینی خود را در این سه داستان و حکایات و تمثیلات در خلال آن بیان داشته است. هدف این پژوهش بررسی موانع سیروسلوک، پرتگاه‌های پیش روی عارف، چگونگی پیروی از نفس و نحوۀ رسوخ رذایل اخلاقی در درون انسان است که سبب می‌شود نفس حقایق الهی را وارونه جلوه دهد و نتیجۀ آن چیزی نیست جز آلودگی و ارتکاب به گناهان و جرایم نابخشودنی عرفایی بزرگ و در نهایت مسخ آنان. نگارندگان با ذکر شواهد متن، دیدگاه گلشنی بردعی دربارۀ چگونگی غفلت و پیروی از هوای نفس را بیان داشته و مسیر کشیده شدن پردۀ گمراهی بر بصیرت عارف و اختلال واقع‌نگری سالک در عمل را با شواهد متن و جدول تبین کرده‌ا‌ند. در این مقاله، دربارۀ تأثیر مستقیم نفس، هوا، زن‌بارگی، شهرت‌طلبی، غفلت، حماقت، عقلانیت و بصیرت، زبان‌درازی و بی‌ادبی نسبت به خداوند و قضا و قدر سخن به میان آمده و زن‌پرستی و شهرت‌طلبی، بزرگ‌ترین آفت وارونه‌سازی حقیقت و مصداق عینی پیروی از نفس امّاره بیان شده است.