اثربخشی درمان مبتنی بر رویکرد فراشناخت موریتس و رویکرد فراشناخت ولز بر نشخوار فکری زنان خانه دار دارای اختلال وسواس جبری

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه مشاوره و روانشناسی ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد بروجرد ،بروجرد، ایران

2 استادیار، گروه روان شناسی و مشاوره، دانشگاه آزاد اسلامی واحد بروجرد، بروجرد،ایران

3 استاد ، گروه مشاوره، ، دانشگاه اصفهان،اصفهان،ایران ( نویسنده مسئول)

4 استادیار، گروه روانشناسی، دانشگاه لرستان، خرم‌آباد، ایران

doi
10.30495/jwsf.2020.1868728.1367
چکیده

هدف از این مطالعه تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر رویکرد فراشناخت موریتس و رویکرد فراشناخت ولز بر نشخوار فکری زنان خانه دار دارای اختلال وسواس جبری بود.اختلال وسواس جبری یک اختلال نسبتاً شایع است که در سراسر جهان تحت تشخیص و درمان است . در این مطالعه تعیین اثر بخشی درمان مبتنی بر رویکرد فراشناخت موریتس و رویکرد فراشناخت ولز بر نشخوار فکری زنان خانه دار دارای اختلال وسواس جبری مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری کلیه زنان متقاضی درمان نشخوار فکری مراجعه کننده به کلینیک‌ها و مراکز مشاوره شهرستان بروجرد در سال 1397 و جهت انتخاب نمونه مورد مطالعه، از روش نمونه گیری غیر تصادفی در دسترس 45 نفر انتخاب شد که به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش و کنترل و پیگیری 15 نفره تقسیم شدند.ابزار مطالعه پرسشنامه‌های استاندارد نشخوار فکری بود. این مطالعه بصورت نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل نابرابر و با دوگروه کنترل و دو گروه آزمایش بود. تجزیه و تحلیل داده ها حاکی از اثر بخشی یکسان هر دو رویکرد فراشناختی ولز و موریتس بر درمان نشخوار فکری در زنان خانه دار دارای اختلال وسواس جبری بود.یافته های پژوهش نشان داد که رویکرد فراشناخت ولز و موریتس در درمان نشخوار فکری زنان خانه دار کاربرد دارد.نتایج حاکی از اثر بخشی هر دو رویکرد فراشناختی ولز و موریتس بر درمان نشخوار فکری در زنان خانه دار دارای اختلال وسواس جبری بود.واژه های کلیدی: رویکرد فراشناخت ولز ، رویکرد فراشناخت موریتس ، نشخوار فکری، اختلال وسواس جبری.