تحلیل افعال اخلاقی و تعلیمیِ کتایون و هما در شاهنامۀ فردوسی براساس نظریۀ خودشکوفایی مزلو
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد جیرفت، دانشگاه آزاد اسلامی، جیرفت، ایران
2 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد جیرفت، دانشگاه آزاد اسلامی، جیرفت، ایران
3 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد زاهدان، دانشگاه آزاد اسلامی، زاهدان، ایران
doi
10.71630/parsadab.2023.1028694چکیده
در نظریۀ اخلاقی خودشکوفایی مزلو، برخی صفات نیک و پسندیده، به عنوان الگوهای برتر اخلاقی، برای شکل گیری یک زندگی ایده آل و آرمانی ارائه شده است که بصورت بالقوه در همه افراد وجود دارد.پرداختن به ابعاد اخلاقی و تعلیمیِ اشخاص مختلف در شاهنامه، یکی از موضوعات ادبی قابل توجّه است که در تحقیقهای متعددی به آن پرداخته شده و با توجّه به نظریۀ خودشکوفایی مزلو، الگوهای برتر اخلاقی و تعلیمی دو تن از بانوان خاندان گشتاسپی در اشعار شاهنامه که سند و کارنامة فرهنگی و تاریخی ملّت ایران است و در هرم اخلاقی این نظریه وجود دارد، شناسایی شده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند. این پژوهش با تکیه بر روش توصیفی و تحلیلی چنین نتیجه ای را نشان میدهد که در شاهنامه، کردارهای آموزندۀ بعضی از زنان در رویدادها، از جمله عوامل منحصر بهفرد و تأثیرگذار بوده که از نیازهای اصلی در استحکام بنیان خانواده است و با نظریه های روز دنیا، علی الخصوص نظریۀ مزلو همخوانی دارد؛ به عنوان مثال همانطورکه در شخصیت کتایون دختر قیصر روم میبینیم، در جریانات مختلف، نقش خلّاق و سازنده ای دارد و نمونهای بارز از گذشت و ایثار و عشق است که پایبند به همسر بوده، نه در بند زر و مال دنیا؛ همچنین حضور اخلاقمدارانۀ زن را در اجرای امر عظیم عدالت و سخاوت، میتوان در شخصیت هُما، همسر بهمن مشاهده کرد. خصایص ذکر شده از عناصر اصلی هرم خودشکوفاییِ اخلاقی مزلو است که باعث پیدایش جریانهای معناسازِ اخلاقی وآموزنده در حوزۀ ادب فارسی شده است.