بررسی و نقد جامعۀ اندرزگویانِ ایرانی (پس از اسلام تا قرن هشتم هجری)

نویسندگان

1 دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه خوارزمی تهران، تهران، ایران

doi
10.71630/parsadab.2024.1028698
چکیده

سابقۀ پرداختن به ادب تعلیمی و اندرزگویی در جامعۀ ایرانی، به درستی مشخص نیست و چه بسا مربوط به زمانی باشد که هنوز خطی و کتابتی در میان نبوده است. از آن زمان تا کنون، اندرز و پند همواره یکی از پُر تکرارترین مباحث و موضوعات ادبی- فرهنگی سرزمین ایران بوده است و گزاف نخواهد بود اگر آن را ویژگیِ سرشتین فرهنگ ایرانی بدانیم. خمیرمایۀ ادبیات فارسی در دورۀ اسلامی، به مانند دورۀ پیش از اسلام، با پند و اندرز عجین شده است، گستردگی و حجم بالای مضامین اندرزی در ادب فارسی به حدّی است که حتی در میان قصاید مدحی و غزلیات عاشقانه نیز می‌توان آموزه‌های اخلاقی را مشاهده نمود؛ بنابراین از جنبه‌های مختلفی می‌توان به مطالعه و بررسی پیرامونِ آن پرداخت. از جمله پژوهش دربارۀ جامعۀ اندرزگویان ایرانی در دو دورۀ پیش و پس از اسلام. در همین راستا، این پژوهش می‌کوشد تا با روش توصیفی- تحلیلی و مطالعات کتابخانه‌ای به بررسی و معرفی افراد و گروه‌های اصلیِ اندرزگو در ایرانِ دورۀ اسلامی بپردازد و برخی مباحث مرتبط با آن را نیز بازگو نماید. از مهم‌ترین یافته‌های این تحقیق، می‌توان به عمومی شدنِ اندرزگویی در دورۀ اسلامی –برخلاف دورۀ پیشین- به‌ویژه در میانِ شاعران و نویسندگان اشاره کرد، مسأله‌ای که خود، نتایج مثبت و منفی‌ای را به همراه داشته است.