تحليل نگرش زندگي به مثابة فرصت از منظر عطّار نيشابوري
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.71630/parsadab.2024.1183688چکیده
آدمي به اختيار خود پا به هستي نگذاشته تا به ارادة خود نيز از اينجا رخت بربندد. با اندكي تسامح، تنها اختياري كه در اختيار وي قرار داده شده، فاصلة تولد تا مرگ است كه از آن به زندگي/عمر تعبير ميگردد. البته برخي اين اختيار را در اثر عواملي ناديده ميانگارند و برخي نيز ـ كه عمدتاً بينش الهي دارند ـ اين مجال را «فرصتي» ميدانند كه بايد به درستي درك شود؛ زيرا با اتكا به اين رويكرد هم زندگي اين جهاني را ميتوان سامان داد هم زندگي آن جهاني را. اينان معتقدند اين زندگي، اندك است و زودگذر، و زندگي ديگر بسيار است و دائمي؛ پس بايد بهترين بهره را از آن يافت. اين شيوه از زيستن، داراي مؤلفههايي چون زیستِ آگاهانه، زیست اینجایی، اندیشۀ آنجایی، بهرهمندی از زندگی به قدر ضرورت و کفایت، عدم وابستگی و دلبستگی، ارادۀ معطوف به غیر/خویش و هزینهکردِ زندگی در امور شایسته ميباشد. آدمي با تكيه بر اين مؤلفه ها ، زندگي كيفي را تجربه خواهد كرد. اساس اين نوع زندگي بر «كيفيت» و «چگونگي» است. به اين معنا كه طول عمر آدمي مهم نيست ، بلكه نوع زيست او اهميت دارد. آنچه باعث ميشود تا نوع انسانها از اين نگاه به زندگي غافل شوند، دو عاملِ تربيت نكردن نفس و عدم توجه به مقولة مرگ است. از اين منظر تاكنون به آثار عطار توجه نشده. روش تحقيق، كتابخانهاي و تحليل محتواست.