باور به نظام احسن در راستای ایجاد معنای زندگی هدفمند، در شعر فارسی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران (نویسنده مسئول)
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران
doi
10.71630/parsadab.2024.1127910چکیده
یکی از موضوعات مشترک در مباحث دینی، فلسفی و روانشناختی معنای زندگی است. درک معنای زندگی و تنظیم حیات مادّی و غیرمادّی بر آن اساس، زندگی انسان را ارزش¬مند و هدف¬دار می¬سازد و فقدان آن امید و سرزندگی را از انسان می¬ستاند. شاعران که نخبگان فکری به شمار می¬روند، با شناخت درست از این مسأله، خود و مخاطبان را به فهم معنای زندگی و رفتار متناسب با آن دعوت می¬کنند. تحقیق پیش رو به روش توصیفی- تحلیلی و به شیوه¬ی کتاب¬خانه¬ای تنظیم شده در صدد آن است که نگاه ناصرخسرو، باباطاهر، نظامی و عطّار را به موضوع فوق¬الذکر واکاوی کند و دریابد که این شاعران چه راهکارهایی را برای معنادار کردن زندگی بر اساس اعتقاد به نظام احسن و جاری بودن حکمت خدا در تمامی وقایع هستی دارند؟ نتایج پژوهش نشان می¬دهد هر چهار شاعر خداوند را مدبّر و حکیم علی الاطلاق می¬دانند که کار عبث و لغو نمی¬نکند و با خوش¬بینی به حوادث خوشایند و ناخوشایند می¬نگرند و سر تسلیم فرو می¬آورند و شرور و رنج¬های نظام آفرینش را مغایر با اصل توحید نمی¬دانند. در این نگرش خیریّت تمام امور را باور دارند و لب به اعتراض نمی¬گشایند.