نقش، کارکرد و نمادهای پیر فرزانه در سفرهای تعلیمی براساس نظریه یونگ (با تکیه بر سیذارتا، بلوهر و بوذاسف، کلیله و دمنه، پرنده ای به نام آذرباد و در پس آئینه)
نویسندگان
1 دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان (نویسنده مسئول)
doi
10.71630/parsadab.2024.1195118چکیده
در میان داستانهای تعلیمی معمولا برای قهرمان سفری آموزنده تدارک میبینند که تابع الگوی ثابت است. در این سفرها پیری خردمند به کمک قهرمان میآید و راه را نشانش میدهد. به باور یونگ، مسائلِ کلی و مشترک، نشاندهندۀ خاستگاه کهنالگویی آنهاست و هنرمندان اصیل که از «نهانبینی ازلی» برخوردارند، آنها را در آثار خود بازآفرینی میکنند. این مقاله میکوشد با روش توصیفی تحلیلی، ضمن تاکید بر وجود کهنالگوی پیر خردمند در داستانهای تعلیمی، کارکردهای آن را بررسی کند. این کهنالگو در پنج اثر نمادین تعلیمی با درونمایههای مشابه که شالودههای مشترک دارند و اسطورۀ کمالگرایی در سفر را دنبال میکنند، بررسی میشود. سفری نمادین که قهرمان طی آن از طریق پیر به هویت، آگاهی و رمز حیات دستمییابد. این بررسی نشان میدهد که اندیشههای آدمیان در بنیاد به یک سرچشمه میرسند و بهرغم تفاوتهای فرعی و طرز بیان، آموزش و تعلیم را با رجوع به ذات انسانی در گرو راهنمایی پیر میدانند. کارکردهای پیر به نسبت داستان تغییر مییابد. پیر در سیذارتا با کارکردهای آموزشی، ایجاد تحول و هدیهبخشی، دعوت به تغییر و هدایتگری حضور دارد. در داستان بلوهر کارکرد دستگیری، نجات از مخمصه، فراهم کردن زمینۀ آزادی و اشراق و آگاهی دارد. در کلیله کارکرد یاری و دستگیری و آگاهی بخشی دارد. در داستان آذرباد کارکردهایی چون آموزش غیرمستقیم و دادن اطلاعات، انگیزش، خردآموزی و انتقال تجربیات، تغییر ذهنیت، آموزش خودشناسی و ایجاد انگیزه را دنبال میکند و در داستان در پس آینه کارکرد حمایت و ایجاد انگیزه و آشناسازی با عشق و راهنمایی را بر عهده دارد.