بررسیِ چگونگی و نحوۀ به‌کارگیریِ فنون بلاغت در اندرزنامه‌های دورۀ اسلامی (با تکیه بر سیاست‌نامه، قابوس‌نامه، گلستان)

نویسندگان

1 دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه خوارزمی تهران، تهران، ایران

doi
10.71630/parsadab.2025.1118823
چکیده

اندرز و پند، یادآورِ روزگاران و اعصاری بس کهن و طولانی در سرزمین ایران است. از دورانی که کتابت به معنای امروزی رواج نداشته است، پندها و اندرزهای قابل توجهی به دست ما رسیده است و رنگ و بوی قدمت و دیرینگی از لابه‌لای واژگان و جملات‌شان آشکار است. اندرز ایرانی، هیچ‌گاه تعلق به یک و یا چند دورۀ تاریخی نداشته است، بلکه در تمامی ادوار تاریخی و متناسب با مقتضیات زمان، به حیات خود تداوم بخشیده است. از آنجایی‌که در نوعِ ادبی اندرز و ادبیات تعلیمی، مضمون‌آفرینی و خلق معانی تازه -به نسبت دیگر گونه‌های ادبی- با دشواری بیشتری همراه است، اندرزگویان و به‌ویژه اندرزگویان دوران اسلامی کوشیده‌اند تا از ابزارها و امکاناتی که روح زبان در اختیارشان نهاده است در جهت بازآفرینیِ متفاوت و هنری‌تر مضامین اخلاقی پیشینیان، بهره گیرند. در همین راستا، این پژوهش می‌کوشد تا با روش توصیفی- تحلیلی و مطالعات کتابخانه‌ای به مطالعه و بررسیِ فنون بلاغی و شیوه‌های به کار رفته در اندرزنامه‌های دورۀ اسلامی بپردازد. بدین معنا که در بیانِ اندرزهای دورۀ اسلامی، از کدام شیوه‌های بلاغی بیشتر استفاده شده و میزان کاربرد و به‌کارگیری کدامیک از آرایه‌های ادبی کمتر است؟ از مهم‌ترین یافته‌های آن نیز می‌توان به بسامد چشمگیر صناعات ادبی و شیوه‌هایی همچون ارسال‌المثل، تکرار، تمثیل و تضاد و نیز کاربردِ اندک آرایه‌هایی مانندِ تشابه‌الاطراف و حُسن تعلیل اشاره کرد.