نقد تحلیلی «فضیلت انسانیت» در نظام اندیشگانی مولانا و مارتین سلیگمن

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

2 پژوهشگر پسادکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران (نویسنده مسئول)

doi
10.71630/parsadab.2025.1197644
چکیده

مثبت­ نگری به عنوان یکی از شاخه­های علم روان­شناسی توسط مارتین­سلیگمن، با هدف کمک به انسان­ها برای بهینه­سازی کیفیت زندگی و رشد فضایل انسانی در شش گروه: خردمندی، شجاعت، انسانیت، عدالت، اعتدال و تعالی، شکل گرفته­است. در اندیشه­ها و آموزه­های مولانا می­توان تمامی این فضایل و توانمندی­های منش را نمایان ساخت. این جستار که به روش تحلیلی- توصیفی انجام شده، درصدد است تا به تحلیل و تبیین فضیلت «انسانیت» (از فضیلت­های شش­گانة سلیگمن) در آثار مولانا بپردازد. این فضیلت و زیر مجموعه­های آن: عشق، مهربانی، هوش­اجتماعی، در آموزه­های مولانا قابل تبیین و بررسی است. البته سلیگمن و مولانا در این زمینه اختلافاتی نیز با یکدیگر دارند؛ مانند اختلاف در مبحث عشق، تأثیر از مسائل دینی و... . اما مهم­ترین اختلاف، در نوعِ نگاهِ این دو اندیشمند به انسان است؛ چراکه آبشخورهای این دو اندیشمند برای بیان یک آموزة همسان، با یکدیگر متفاوت­ است؛ یعنی نگاه مولانا، براساس آموزه­های عرفانیِ اسلام و تأکید بر ارزش­های معنوی و قرآنی «خدامحور» است؛ اما نگاه سلیگمن بر اساس فرهنگ پوزیتیویستیِ غرب و روان­شناسیِ وجودگرا «انسان محور» است.