یک دادگاه داستانی و یک کلاس درس (پژوهشی در باب قابلیت آموزش تفکر فلسفی در حکایت بازجست کار دمنه در کلیله و دمنه)

نویسندگان

1 دانش‌آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبایی

doi
10.71630/parsadab.2025.1209554
چکیده

چنان­که می­دانیم بخش گسترده­ای از ادبیات کلاسیک فارسی را متون تعلیمی تشکیل می­دهند. نویسندگان این آثار با بیانی تمثیلی و غالباً به صورت داستانی، مفاهیم اخلاقی، اجتماعی و فلسفی را بیان کرده­اند. قابلیت­ها و ظرفیت بسیار بالای این متون ادبی، کاربرد آن­ها را در دیگر حوزه­ها نیز امکان­پذیر می­سازد. فلسفه برای کودکان، فرصت پژوهشی جدیدی است که می­توان ادبیات کلاسیک فارسی را از منظر دیگری نگریست و قابلیت­های آن را بدین منظور سنجید. در مقاله حاضر که به روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته است، حکایت «بازجست کار دمنه» از کتاب کلیله و دمنه ، بر اساس معیارهای داستانی فبک، همچون مقبولیت ادبی، مقبولیت روان­شناختی، مقبولیت فلسفی، کندوکاوپذیری و گفت­وگوی استدلالی و موارد دیگر، بررسی شده است. بر اساس یافته­های پژوهش، این حکایت با برخورداری از مقبولیت ادبی، روان­شناختی و فلسفی و نیز الگوی گفت­وگوی استدلالی، دارای قابلیت بسیار بالایی برای آموزش تفکر فلسفی به کودکان است؛ و به جز بازنویسی به زبانی ساده و  قابل درک برای کودکان و نیز حذف مواردی که کندوکاوپذیری داستان را کاهش می­دهد، به تغییر دیگری نیاز نیست.