جایگاه اصل سازواری در استدلال اخلاقی و تبیین عقلانیت آموزه های آن از منظر سعدی
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 استاد گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران(نویسندۀ مسئول)
doi
10.71630/parsadab.2025.1208642چکیده
این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی به بررسی کاربرد اصل سازواری در استدلالهای اخلاقی و توجیه عقلانیت آموزههای اخلاقی در آثار سعدی پرداخته است. سازواری شرط لازم در درستی و موجه بودن دیدگاههای اخلاقی است، سادهترین راه اثبات غیراخلاقی بودن کردارها و خصلتهای افراد، نشان دادن تناقض یا ناسازواری در آنهاست که گاهی از آن به «یکی نبودنِ» ظاهر و باطن تعبیر میشود. انسان اخلاقمدار به کسی گفته میشود که ساحتهای درونی یعنی اندیشهها، احساسات و خواستههای او با ساحتهای بیرونی وجود او یعنی کردارها و گفتارهای وی تناقض نداشته نباشد. سعدی به منظور استدلال و توجیه آموزههای اخلاقی خود، گاهی به صورت صریح و گاه با اشاره، به موضوع سازواری و نیز عدم سازواری در ساحتهای وجودی انسان پرداخته است. بررسی و تحلیل آثار او نشاندهندۀ بهرهگیری وی از این اصل در نسبتهای ممکن میان این ساحتهاست. توجه به این سازواریها و ناسازواریها میتواند شاخصۀ مهمی در تشخیص بسیاری از کاستیهای تربیتی، بیماریهای روانی و مشکلات اخلاقی باشد و ملاکهای عقلانی و جهانشمولی را در حیطۀ آموزههای اخلاقی در اختیار مخاطب قرار دهد. همین ویژگیها موجب شده است که استدلالهای اخلاقی سعدی فراتر از محدودیتها و ویژگیهای مکاتب مختلف، برای همۀ ملتها و در همۀ اعصار قابل عرضه و پذیرش باشد.