تحلیل فضایل مبتنی بر جهل در مثنوی معنوی براساس نظریة جولیا درایور

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران (نویسنده مسئول).

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

3 دانشجوی دکتری گروه ادبیات عرفانی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

doi
10.71630/parsadab.2025.1214318
چکیده

چیستی جهل با چیستی علم درپیوند است. لذا، جهل و غفلت هم می­تواند فضیلت به­شمار آید. ارسطو در دوران باستان، فضیلت را حد میانة دو رذیلتِ افراط و تفریط می­دانست. معرفت در سنّت ارسطویی رکن اصلی فضیلت است و فاعل فضیلت باید با معرفت کامل عمل کند. جولیادرایور در دورة معاصر، شرط معرفت در فضیلت را کاهندة دامنة آن می­داند و در برابرِ آن نه­تنها معتقد به عدم ضرورت معرفت در پاره­ای از فضایل، بلکه معتقد به لزوم جهل و غفلت در برخی از فضایل است و از آن­ها تحت عنوان فضایل مبتنی­بر جهل یاد می­کند که عبارتند از: تواضع، احسانِ ­بی­حساب، گذشت، شجاعت ارتجالی و اعتماد. مولوی در مثنوی به­سبب اهداف تعلیمی عرفانی، جهل و معرفت را به اشکال مختلف مفهوم­سازی و تصویرگری می­کند. این پژوهش به شیوة توصیفی- تحلیلی به واکاوی انواع فضایل مبتنی­بر جهل در مثنوی و نسبت میان آن­ها با نظریة درایور پرداخته­است. تواضع در مثنوی برخلاف دیدگاه درایور دال­بر کم­ارزش­گذاری نیست بلکه برابر با نیست­انگاری و کمال خدا و انسان کامل است. احسانِ­بی­حساب در مثنوی در انطباق بیش­تر با نظریة درایور است. از فاعلی سرمی­زند که از آن­چه در دیگران بد است، غفلت دارد. ابله محسوب­نشدن فاعل، قابل­تحسین­بودن ولی قابل­توصیه­نبودن و نتیجة سودمند از ویژگی­های مشترک احسانِ بی­حساب در مثنوی و نظریة درایور است. شجاعت ارتجالی چنان­که درایور آن را غفلت از خطرات احتمالی می­داند، در مثنوی نیز تحسین­برانگیز مفهوم­سازی می­شود: فاعل­ها ابله نیستند؛ شجاعت­شان نتیجة مثبت به­همراه دارد؛ عمل­شان قابل توصیه نیست اما نتیجة­شان قابل تحسین است.