فضیلتِ معنا؛ رذیلتِ پوچی (خوانش ایماژهای هستی عطار نیشابوری)

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.71630/parsadab.2025.1213058
چکیده

یكی از محورهایی كه جوهر اندیشۀ آدمی را آشكار می‌‌کند، بررسی مجموعه تصاویر ذهنی او از موضوعات مختلف است. تصاویر ذهنی در عین ایجاز، شبكۀ‌ مفهومی گسترده‌ای را در خود دارند و ابزاری كارآمد برای فهم اندیشۀ آدمی هستند. یكی از مسائل قابل بررسی در آثار عطار، واكاوی مجموعه ایماژهایی است كه وی از دنیا ارائه می‌دهد. تحلیل چنین تصاویری، کیفیت سلوک وی در زندگی و چگونگی معناداری آن را آشکار می‌کند. این پژوهش با تحلیل ایماژهای برجسته‌ای همچون چاه، زندان، پل، بازار/سرمایه، کشتزار و بازی كه به‌صورت اقماری با یكدیگر پیوند دارند، نشان می‌دهد كه آدمی میان دو پهنۀ عالم ملك و ملكوت اگر آگاهانه و مسئولانه زندگی كند، زندگی برای او همچون پل، كشتزار و بازار است كه می‌تواند او را از چاه و زندان هستی عبور دهد، و اگر مشغول بازی و سرگرمی شود، سقوط می‌كند. با اتكا به این تصاویر، آدمیان در عین گذراندن دوران محكومیت خویش، در بازار دنیا مانند تاجری آگاه درصدد افزونی سود و سرمایۀ خویش‌اند و همانند کشاورزی آینده‌نگر، در کشتزار زندگی، در پی به بار نشاندن محصولی قابل استفاده‌اند. درحقیقت، فربه‌ترین تعلیم عطار، درك فضیلت معنای زندگی و گریز از رذیلت پوچی و بی‌سرانجامی است. درخصوص تصاویر عطار از هستی یك پژوهش مستقل نگارش یافته كه ازنظر رویكردی با این پژوهش تفاوت دارد.