بررسی داستان های کلیله و دمنه از منظر تفکر انتقادی
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشآموخته دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران (نویسنده مسئول)
doi
10.71630/parsadab.2025.1224950چکیده
کتاب کلیله و دمنه در دستۀ ادبیات تعلیمی فارسی جای دارد و کتابی سرشار از مفاهیم اخلاقی و آموزههای تربیتی است که در قالب داستان، به رشتۀ تحریر درآمده است. روش داستانپردازی، شخصیتپردازی از طریق حیوانات، پیرنگ قوی و نیز درج گفتوگوهای بسیار (بهویژه گفتوگوی استدلالی) در این داستانها، افزون بر جذابیت برای کودکان، موجب غنای عقلانی و فلسفی این داستانها شده است. در داستانهای کلیله و دمنه ، موضوعات و مفاهیم گسترده و گوناگونی وجود دارد که از میان آنها، تأکید بر عقلانیت و برتری تفکر و تعقل بر قدرت و زور، بالاترین بسامد را دارد. در پژوهش حاضر که با روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته است، به بررسی داستانهای کلیله و دمنه، با رویکرد آموزش تفکر انتقادی به کودکان، از نگاه لیپمن، پرداختهایم. بر اساس شواهد متنی، تحلیل محتوای داستانها و بررسیهای انجام شده، آشکار شد که این داستانها از قابلیت بسیار بالایی برای آموزش تفکر انتقادی به کودکان برخوردارند؛ و مؤلفههای تفکر انتقادی در داستانها به راحتی قابل مشاهده است.