مطلق گويي در ديوان غزليات سعدي
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران
2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران (نویسنده مسئول)
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران
4 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران
doi
چکیده
«مطلقگویی» گفتاری بیقیدوشرط است که حتماً باید پذیرفته شود؛ مانند احکامی منتسب به منابعی محکم، همچون کتب آسمانی كه کاملاً پذیرفته شدهاند؛ اما برای پذیرش آن، ارزش و اعتبار گوینده باید دانسته و معلوم باشد؛ زیرا مطلقگویی، پشتوانۀ علمیتحقیقی بسیار محكمی میخواهد. هدف این پژوهش، بررسی مطلقگوییهای دیوان سعدی است؛ شاعر، نصایحی دارد و احكامی مهم صادر كرده و انتظار دارد كه مخاطب، هم آنها را بپذیرد، هم عمل كند كه در این پژوهش، بررسی شدهاند. سؤالهای اساسی پژوهش ما این است كه مطلقگوییهای سعدی در چه زمینهای است؟ اهمیت و تأثیر آنها چقدر است؟ سرشت این مطلقگوییها در اشعار سعدی، ریشه در دانشهای اندوختۀ وی در علوم مختلف دارد. این موضوع، قبلاً صرفاً ازنظر بلاغی بررسی شده و تاكنون از لحاظ هرمنوتیك، مورد تفحص واقع نشده است. روش گردآوری اطلاعات در این تحقیق، کتابخانهای است و یافتههای این پژوهش نشان میدهد که سعدی در مواردی همچون احكام مهم زندگی، نصایح و امر و نهیهای راهگشای زندگی، مطلقگوییهایی دارد که با ذکر شواهدی از دیوانش بررسی میشود.