تأثیر عواطف در کارکرد تعلیمی و تربیتی شعر کودک براساس نظریۀ پلاچیک

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه قم، قم، ایران.

2 دانش‌آموختۀ کارشناسی‌ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه قم، قم، ایران (نویسندۀ مسئول).

doi
10.71630/parsadab.2025.1230256
چکیده

بدون تردید، نقش تعلیم و تربیت به‌عنوان جزء لاینفک شعر از دیرباز مورد توجه انسان‌ها بوده و جلوۀ اهداف تربیتی شاعران به‌دلیل پیوند با مهارت زبانی آنان در آثارشان بروز یافته‌است. در این پژوهش، میزان تأثرپذیری عواطف برحسب نظریۀ پلاچیک با تمرکز بر مجموعه‌های شعری در دسترس شاعران نام‌آشنای کودکانه‌سرا، یعنی عباس یمینی شریف، مصطفی رحماندوست و افسانه شعبان‌نژاد تحلیل شده‌‌است تا سهم هریک از شاعران به‌لحاظ نقش عواطف شعری بنابر جنبۀ تربیتی بررسی شود‌. نظریۀ پلاچیک (1927-2006) بر هشت مؤلفۀ‌ هیجانی استوار است که تمام عواطف هشت‌گانه در سرودۀ شاعران قابل استنباط است. این عواطف عبارت‌اند از: تخریب، شادی، جذب، جهت‌یابی، دفاع، محرومیت و اکتشاف‌. شیوۀ پژوهش به‌صورت توصیفی‌تحلیلی و آماری است و اطلاعات از راه مطالعۀ کتابخانه‌ای جمع‌آوری شده‌‌است. بدین‌صورت که ابتدا مفهوم عاطفه و اهمیت آن در شعر شاعران تبیین گردید، سپس رویکرد پلاچیک به همراه عواطف هشت‌گانۀ او در ضمن اشعار بررسی شد تا نحوۀ نگرش و عواطف شاعران به مخاطب منتقل شود. در ادامۀ پژوهش، براساس هیجان‌های پلاچیک تعداد تصاویر به‌کاررفته استخراج و سهم هریک از شاعران مشخص شد. یافته‌ها نشان داد، بیشترین بسامد‌ها مربوط به هیجان شادی با (47/6درصد) و پذیرش با (22/6درصد) است و در مقابل، کمترین بسامد‌ها به هیجان انتظار با (37/2درصد) و تنفر با (64/1درصد) اختصاص یافته‌است‌ که به‌وسیلۀ این مؤلفه‌ها، نحوۀ نگرش و عواطف شاعران به مخاطب منتقل شده‌‌است.