بررسی تطبیقی مبانی فلسفی «حقوق» از منظر مکاتب حقوق بین‌الملل و جامعه‌شناسی

نویسندگان

1 گروه حقوق، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز- ایران.

doi
چکیده

یکی از بزرگترین دستاوردهای بشری درحوزه تمدن، فرهنگ و مدنیت، ابداع، تدوین حقوق و تصویب قانون است که ضرورت وجود و رعایت آن درطول تاریخ به طرق مختلف توجیه شده و مردم نیز با پذیرش آمریت آن که ناشی از جلب منفعت و دفع ضرر است خود را به رعایت و اجرای آن ملتزم نموده اند. علمای حقوق بین الملل و جامعه هر یک خاستگاه وی‍ژه ای را برای تبیین مبانی فلسفی حقوق معرفی کرده و با پی ریزی مکاتب گوناگون فلسفی به تثبیت و دفاع ازاندیشه های خود برخاسته اند. درحقوق بین الملل عدالت منشاء پدیداری حقوق تلقی می شود و قانون گذار است که قانون را وضع یا لغو می کند در حالی که در جامعه شناسی عواملی چون ضرورت های اجتماعی، نظم عمومی، حکمرانی مطلوب و همبستگی جمعی هستند که به حقوق موجودیت و حیات می بخشند و آن را در افراد جامعه حکمفرما می سازند و انسان در این علم موجودی تاثیرگذار و نقش آفرین است که می تواند شرایط موجود را به سوی بهبود وضعیت بشریت سوق دهد به عبارت دیگر انسان، ماشین نیست.