تبارشناسی هویت قومی ترک زبانان در دوره رضاشاه
نویسندگان
1 گروه علوم اجتماعی دانشکده علوم انسانی و تربیتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز
2 دانشجوی دکترای جامعهشناسی فرهنگی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، تهران- ایران.
3 استادیار گروه علوم اجتماعی، دانشگاه فرهنگیان، سنندج- ایران.
doi
10.30495/jss.2019.666666چکیده
تاریخ هویت ایران در دوره رضاشاه، تاریخ گسست هاست. تحویل پروژه هویتساز ایرانی به پروژه هویتسازی ایرانی متجدد، مهم ترین گواه وجود گسست های متعدد در هویت اجتماعی ایرانیان در این دوره است. رضاشاه پایه های حکومت خود را بر تمرکزگرایی و ناسیونالیسم ایرانی قرار داد و براساس این ایدئولوژی اقدامات گستردهای به سرانجام رساند. جدای از اثرات مثبت و منفی ایدئولوژی یکپارچه سازی بر پیکره جامعه ایرانی آن زمان، پیامد های آن در آذربایجان منجر به گسست های هویتی و سرآغاز تنش های قومی گردید که از آن زمان تا به حال ادامه یافته است. شاید تجویز هویت یکپارچه و تام، خالص و ناب، تک انگار و تک گو، برای دوره ای به همراه خشونت، همبستگی جامعه ایرانی را به دنبال داشت، ولی ادامه این سیاست های خالصسازی که همراه با انهدام و تخریب سنت ها و آداب و زبان دیگر اقوام ایرانی بود، تبعات جبران ناپذیری به وجود آوردکه گاهی تمامیت ارضی کشور را در آستانه انحلال قرار داد. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر اعمال ایدئولوژی ناسیونالیسم رضاخانی در آذربایجان است تا گوشه ای از علل بر ساخته شدن گسست هویت قومی در این دوره مورد تحلیل و نقد جامعهشناسانه قرار گیرد.