سیر نظریههای نقد جامعهشناختی ادبیات با تأکید بر رویکردهای جامعهشناسی خواندن، اختگرایی تکوینی، مکتب فرانکفورت و روش پییر بوردیو
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد ، زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.
2 استادیار ، زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
doi
10.30495/jss.2020.671675چکیده
جامعهشناسی دانشی است که به انسان و ارتباطات او در جامعه میپردازد. فرهنگ محصول ارتباطات اجتماعی است و ادبیات یکی از این پدیدههای فرهنگی، و خالق اثر ادبی تصویرگر جامعه در اثر هنری خود است. وقتی به ارتباط میان جامعه و ادبیات میپردازیم وارد حوزة جامعهشناسی ادبیات شدهایم. نقد جامعهشناختی ادبیات یکی از رشتههای نسبتاً نوین در نقد ادبی است که تاریخچة طولانیای دارد. در آغاز قرن نوزدهم ایپولیت تن و مادام دواستال با انتشار دو کتاب خود اولین مباحث جامعهشناسی ادبیات را مطرح کردند. با ظهور کارل مارکس این مطالعات حیات تازهای پیدا کرد؛ بهطوری که هنوز نظریهپردازان بسیاری متأثر از اندیشههای اویند. هدف نگارندگان این مقاله بررسی سیر تاریخی نقد جامعهشناختی ادبیات با تأکید بر جامعهشناسی خواندن، ساخت گرایی تکوینی، مکتب فرانکفورت و نظریة پییر بوردیو است. روش این مقاله، مطالعة آثار نظریهپردازان نقد جامعهشناختی ادبیات به روش کتابخانهای و نیز تجزیه و تحلیل نظرات آن هاست. علت انتخاب این چهار روش در جامعهشناسی ادبیات به این دلیل است که اهمیت، تأثیر و نفوذی که این روشها در تحلیل آثار ادبی و هنری داشتهاند بسیار مهم و قابل توجه است اما از سوی محققان مغفول مانده است.