تاثیر باکرگی بر وضعیت حقوقی زن
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای حقوق خصوصی، دانشکده حقوق، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.
2 استادیار گروه حقوق،واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران ( نویسنده مسؤول).
3 استادیار گروه حقوق،واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران
doi
10.30495/jwsf.2022.1972018.1765چکیده
تأثیر باکرگی بر حقوق زن یکی از موضوعات مهم حقوق خانواده است که پژوهش های جامعی در این خصوص انجام نپذیرفته است و اغلب نویسندگان حقوقی، اشاره اجمالی به موضوع نموده ولی اهمیت آن به حدّی است که هیچ یک از مکاتب سیاسی، اجتماعی، فلسفی از پرداختن به آن بینیاز نبودهاند. بحث اساسی در این است که آیا باکرگی حقوق زن را محدود میکند یا خیر؟ در این پژوهش، سعی بر این است که قریب به اتفاق آثار فقهی و حقوقی در این زمینه بررسی می شود و با ملاحظه کلیة جوانب امر، تأثیر باکرگی و ثیبوبت بر حقوق زن نمیتوان به این سوال به طور مطلق پاسخ داد.زیرا موارد بیشتری وجود دارد که نه تنها باکرگی حقوق زن را محدود نمیکند بلکه امتیازات حقوقی وی به مراتب بیشتر می شود. از جمله؛ زن ثیّبه در صورت عدم دریافت مهریه و عدم تمکین نمیتواند مطالبه نفقه نماید و اگر هم مطالبه کند محکوم به ردّ دعوا است لکن زن باکره، علی رغم عدم تمکین در این شرایط، حق مطالبه نفقه را داراست و یا طلاق زن ثیّبه در حال حیض و نفاس صحیح نیست در صورتی که طلاق زن باکره در حال حیض صحیح است. لذا من حیثالمجموع باکرگی در مقایسه با زن ثیبه حقوق وی را محدود نمیکند.