رابطه خودشفقتی و نشانگان بدریخت‌انگاری بدن در زنان متقاضی دریافت جراحی‌های زیبایی: نقش واسطه‌ای همجوشی شناختی مربوط به تصویر بدنی

نویسندگان

1 گروه روان‌شناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران

2 گروه روان‌شناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران ( نویسنده مسئول )a.tavoli@alzahra.ac.ir

3 گروه روان‌شناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران

doi
10.30495/jwsf.2023.1972436.1769
چکیده

هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه‌ای متغیر همجوشی شناختی مربوط به تصویر بدنی در رابطه‌ی بین متغیر خودشفقتی و متغیر نشانگان بدریخت‌انگاری بدن در زنان متقاضی دریافت جراحی‌های زیبایی است. روش مورد استفاده در پژوهش موجود، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه‌ی آماری دربرگیرنده‌ی تمام زنان 20 تا 50 ساله‌ای بود که به کلینک‌های زیبایی شهر تهران جهت دریافت جراحی‌های زیبایی و یا مشاوره در مورد آن مراجعه کرده بودند. نمونه‌ی این پژوهش شامل 319 نفر است که به صورت در دسترس انتخاب شدند. جهت گردآوری اطلاعات مورد نیاز پژوهش از پرسشنامه‌های مقیاس فرم کوتاه خودشفقتی (SCS-SF)، مقیاس اصلاح‌شده‌ی وسواس فکری جبری ییل-بروان، برای اختلال بدریخت‌انگاری بدنی (BDD-YBOCS) و پرسشنامه‌ی همجوشی شناختی-تصویر بدنیCFQ-BI) ) استفاده شد. داده‌ها با کمک مدل‌سازی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شد و با توجه به نتایج حاصل از پژوهش حاضر می‌توان بیان داشت که عامل فراتشخیصی همجوشی شناختی مربوط به تصویر بدنی در رابطه‌ی بین خودشفقتی و نشانگان بدریخت انگاری بدنی در زنان متقاضی دریافت جراحی‌های زیبایی نقش واسطه‌ای کامل دارد. به عبارت دیگر میتوان گفت نگرش غیر قضاوتی به افکار مربوط به ظاهر بدنی به فرد این فرصت را می‌دهد که به‌صورت روان‌شناختی از افکار خود فاصله گرفته و با آن‌ها همجوشی پیدا نکند و علائم بدریخت انگاری بدن در وی تخفیف یابد. پیشنهاد می‌شود از نتایج پژوهش حاضر جهت آموزش روانی متقاضیان دریافت جراحی‌های زیبایی دارای نشانگان بدریخت‌انگاری بدن به ویژه با تمرکز بر مفاهیم خودشفقتی و همجوشی شناختی استفاده گردد.