مرگِ سوژه مدرن درعصر پست مدرن و تاثیرآن در فهم الگوی مونتاژ در جامعه شناسی هنر
نویسندگان
1 استاد گروه ادبیات نمایشی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران، عضو مدعو گروه فلسفه هنر، واحد تهران مرکزی ،دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران ( نویسنده مسئول )mokhtabm@modares.ac.ir
2 دانشجوی دکتری گروه فلسفه هنر، واحد تهران مرکزی ،دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 دانشیار گروه فلسفه هنر ،واحد تهران مرکزی ،دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.30495/jss.2021.1922835.1301چکیده
چکیده بحران پسا نیچه ای در غرب،موجب افول سوژه از مفهوم آن در دوره مدرن شد.همچنین به دلیل ظهور گفتمان های پساساختارگرایانه در پست مدرنیسم، نسبی گرایی و عدم قطعیت جایگزین مفاهیمی شد که زمانی با عینیت و قطعیت سنجیده می شدند. اما گونه های هنری، تصاویر مونتاژگون که از تلفیق و دوباره سازی واقعیت های گوناگون خلق می شوند،حاصل همان نگرش ساختارزدایی شدند که برسوژه سایه افکنده بود.هدف از پژوهش حاضربررسی بحران پست مدرنیستی در سوژه و تبیین نسبت آن با فهم تصویری از الگوی مونتاژ در جامعه شناسی هنراست.بنابراین داده های سندکاوی شده با رویکرد کیفی وروش توصیفی-تحلیلی و بر اساس متغیرهای موجود، تحلیل به مضمون می شوند.تا ازجمله؛ به این یافته های مهم دست یابد که مفاهیمی چون طنز،کنایه و تکثرگرایی معانی در خلق فضای پست مدرنیستی موجب پدید آمدن تصاویری چند وجهی می گردند که افول سوژه از موقعیت استعلایی خود را به تصویر می کشانند.