تعیین نسبت نیمرخ اجتماعی در فرآیند تصمیمگیری مدیریت پایدار منابع آب و خاک در حوضه امامکندی ارومیه
نویسندگان
1 استاد گروه منابع طبیعی و عضو پژوهشکده مدیریت آب، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.
2 دانشیار گروه منابع طبیعی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.
3 دانشآموخته کارشناسیارشد مهندسی آبخیزداری، گروه منابع طبیعی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.
4 دانشیار گروه منابع طبیعی و عضو پژوهشکده مدیریت آب، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.
5 دانشجوی دکتری علوم و مهندسی آبخیزداری، گروه آبخیزداری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران.
doi
10.30495/wsrcj.2023.70624.11334چکیده
زمینه و هدف: بهمنظور درک نتایج اقدامات آبخیزداری و تأثیر آنها در حل معضلات و مشکلات اقتصادی-اجتماعی و زیستمحیطی منطقه، ارزیابی این اقدامات جهت بهبود فعالیتهای آتی در حوضههای آبخیز ضروری است. یکی از جنبههای مهم در تصمیمگیری مدیریت حوضههای آبخیز توجه به مشارکت ذینفعان در فرآیند برنامهریزی است. از طرفی، مشارکت افراد ذینفع یکسان نبوده و دیدگاه آنها نسبت به مسئله متفاوت است.روش پژوهش: در این پژوهش بهمنظور تعیین گروههای موثر ذینفع در تصمیمگیری و اجرای فعالیتهای آبخیزداری انجام شده در سال 1378، در حوضه امامکندی در شمال استان ارومیه از روش نسبت نیمرخ اجتماعی استفاده شد. نسبت نیمرخ اجتماعی بهعنوان یک ابزار با معرفی ویژگیهای جامعه و افراد ذینفع، در تصمیمگیری آگاهانه کمیته برنامهریزی آبخیز نقش موثری دارد و بر اساس امتیازات مولفهها شامل موقعیت، قدرت و اهمیت افراد نسبت به مسئله محاسبه میشود. بنابراین، ذینفعان حوضه مذکور در شش گروه اصلی تقسیمبندی شد و مقادیر نسبت نیمرخ اجتماعی گروههای ذینفع در رابطه با مباحث مطرح شده در طی مصاحبه حضوری محاسبه شد.یافتهها: بر اساس نتایج، از نظر ذینفعان مولفه"اهمیت" مباحث مطرح شده نسبت به مولفههای موقعیت و قدرت مقادیر بیشتری دارد. مقادیر نسبت نیمرخ اجتماعی برای همه ذینفعان بیشتر از یک محاسبه شد که نشاندهنده توافق آنان با موضوع است.نتایج: در مجموع بر اساس نتایج پژوهش میتوان گفت که گروه مدیران و کارشناسان جهاد کشاورزی بیشترین توافق با موضوعهای مطرح شده را نسبت به سایر گروهها داشتند. بهکارگیری دانش بومی در ایجاد انگیزه برای مشارکت بهتر، بیشترین مقدار نسبت نیمرخ اجتماعی را دارد و کمترین توافق مربوط به موضوع تأثیر تصمیمهای نهادها و سازمانهای اجرایی در بهبود درآمد آبخیزنشینان است. نتایج مقادیر نسبت نیمرخ اجتماعی برای موضوع تأثیر بهکارگیری دانش بومی در ایجاد انگیزه برای مشارکت بهتر در طرحهای آبخیزداری نشان میدهد که سه گروه مدیران، کارشناسان بیولوژیکی و کارشناسان جهاد کشاورزی با موضوع مطرح شده موافق بودهاند و مقدار عددی این نسبت برای مدیران (برابر با 33) نشاندهنده توافق اکثر مدیران است. در همه گروههای مشارکتکننده بهجز گروه مدیران و کارشناسان جهاد کشاورزی، مقادیر نسبت نیمرخ اجتماعی نشاندهنده عدم توافق آنان با مسئله دخالت دادن آبخیزنشینان در تصمیمهای عملیات آبخیزداری انجام شده است.