روششناسی پارادایمیک مقالات اثباتی فقر در ایران
نویسندگان
1 دکترای دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
2 دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
doi
10.22059/ijsp.2023.355748.671105چکیده
فقر یکی از مسائلی است که ابعاد گوناگون زندگی انسان را متأثر میسازد و برآمده از علل و عوامل بسیاری از حوزههای گوناگون است و برای مبارزه با آن به نظریهای علمی و کارآمد نیاز است. یکی از موانع مبارزه با فقر در ایران فقدان نظریهای بومی است که بسیاری از صاحبنظران معتقدند بهدلیل غیرعلمیبودن و ناکارآمدی پژوهشهای جامعهشناختی در ایران است. ما بر این باوریم که یکی از علل اصلی این غیرعلمیبودن، به معنای پارادایمیکنبودن یا فقدان انسجام پارادایمی این پژوهشهاست. یکی از راههای برطرفکردن این مسئله، نقد روششناختی یا روششناسی پارادایمیک پژوهشهای انجامشده است تا این کاستیها را آشکار سازد و بهمرور در پژوهشهای اجتماعی کاهش یابند و پژوهشها بیشتر به چهارچوبهای پارادایمی پارادایم مرجع خود نزدیک شوند و به دستاوردهای علمیتر و کارآمدتری دست یابند. بر همین اساس، در این پژوهش بهدلیل اینکه اغلب مقالات جامعهشناختی دربارۀ فقر ذیل پارادایم اثباتگرایی انجام شدهاند، بهکمک لوازم روششناختی پارادایم اثباتگرایی به روششناسی پارادایمیک این پژوهشها پرداختیم و کوشیدیم اثبات کنیم این پژوهشها دستکم فاقد یکی از ویژگیهای بنیادین پژوهش اثباتی هستند که بر این اساس، نقدهای بنیادین پارادایمیک به این پژوهشها عبارتاند از: ۱. نتایج ازپیشمعلوم و فقدان معرفتافزایی؛ ۲. فقدان پیشبینی و پیشنهاد و کنترل؛ ۳. فقدان سنجش بیطرفی ارزشی؛ ۴. بیتوجهی به ملزومات نظریهباربودن مفاهیم.