تنوع زیستی(طبیعی-اجتماعی) به مثابه الگوی مداخله برای آبادانی سرزمین (پرسشگری از بهم پیوستگیِ حوزههای زیستی-اجتماعی)
نویسندگان
1 استادیار پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
doi
10.22059/ijsp.2023.355647.671103چکیده
ایده اصلی این مقاله بر پیوند حوزههای طبیعی و انسانی در تحلیل مسائل تنوع زیستیِ طبیعی-اجتماعی و پژوهشهای آن، استوار است. از اینرو، چگونگی بازاندیشی تنوع زیستی بر مبنای پیوستگی و یکپارچگی سطوح و لایههای درهمپیچیدهی بیولوژی و فیزیولوژی و اکولوژی، به عنوان یک مساله و چالش حیاتی مطرح میشود. چنانچه تنوع زیستی را به مثابه گنجینه مواریث طبیعی و انسانی در نظر بگیریم، روابط لایههای پیشگفته، در طول زمان، مشاهده و درک خواهند شد. درهمتنیدگی مواریث طبیعی و انسانی، تنوعی از تغییرات و مداخلات را در بر دارد که کارورزی و عملکرد بشر را در طیفی از انواعِ روابط «فرهنگ و فناوری» در طول تاریخ به نمایش میگذارد. چگونگی بازاندیشی تنوع زیستی در طول زمان و حفاظت از آن و آیندهنگری روند تغییرات، بدینصورت در پرسش اصلی مقاله آورده شده است: جایگاه مباحث انسانی و مطالعات اجتماعی در پژوهشهای علوم زیستی چگونه قابل شناسایی و بازیابیِ فرهنگی و فناورانه است؟ برای پاسخگویی به پرسش اصلی از روش توصیفی-تحلیلی-انتقادی و رویکرد تلفیقی از مناظر اکولوژی عمیق و آمایش سرزمین استفاده شد. به نظر میرسد با بازآرایی و عبور از تک-حوزه رشتهها به سوی فعالیتهای بین رشتهای و فرا رشتهای برای غلبه بر گسست دانشی موجود میان حوزههای طبیعی و انسانی، از یکسو و توجه به همبست «فرهنگ-زیستبوم-فناوری(بومی و نو)» از سوی دیگر، بتوان همکاریهای علمی را با محوریت زیستبوم و هدفگذاریِ پیشرفتِ مانا، سامان داد. زمین-گیاه به مثابه بستر زیستهای پایدار و تنوع استقرار و اسکان در زیست جمعی در قالب آمایش سرزمینِ بومپایه، سرفصلی کلان برای پیوندشناسی کلانحوزههای علمی (علوم اجتماعی و انسانی، فنی-مهندسی، و علوم پزشکی و دامپزشکی) میباشد. بدیهی است روند بازتوانی علمی و احیاء سوادِ زیستی-اجتماعی برای حرکت به سویِ پیشرفت مانا، میبایستی در شبکهای پویا از دیگر سرفصلهای بنیادین، تکمیل شود و مستمراً اصلاح و ارتقاء یابد. امری که در این مقاله بهصورتِ همبستِ «فرهنگ-زیستبوم-فناوری» پیشنهاد شده است.