بررسي رابطه تغييرات سطح تالاب شادگان و EC آب تالاب در طي زمان با استفاده از تصاوير ماهواره‌اي و روش‌هاي زمين‌آماري

نویسندگان

1 فارغ التحصيل کارشناسي ارشد، گروه علوم و مهندسي آب، دانشگاه بين‌المللي امام خميني (ره)، قزوين، ايران.

2 استاديار، مؤسسه تحقيقات فني و مهندسي کشاورزي، سازمان تحقيقات آموزش و ترويج کشاورزي، کرج، البرز، ايران.

doi
https://doi.org/10.83037/wsrcj.2024.829340
چکیده

مقدمه و هدف پژوهش: تالاب‌ها به‌واسطه‌ي برخورداري از کارکردهاي مثبت محيط‌زيستي و ارائه خدمات مستقيم و غيرمستقيم به جوامع بشري و نيز به‌عنوان يک دارايي، بسيار حائز اهميت هستند. اين امر باعث شده در جوامع مختلف توجه فزاينده‌اي براي احيا و نگهداري آن‌ها صورت گيرد. تالاب شادگان تالابي است با آب شيرين –شور و لب‌شور و سالانه حدود 900 ميليون مترمکعب از منابع آبي جراحي وارد شادگان مي‌شود. متأسفانه اين تالاب به‌واسطه فعاليت‌هاي توسعه‌اي پيرامون آن، افزايش ورود آلاينده‌ها و کاهش جريان‌هاي شيرين ورودي، با تهديد جدي روبرو است. برداشت‌هاي بي‌رويه از منابع آب تالاب و تخليه زباله‌هاي شهري درون محدوده‌ي آن در کنار تکه‌تکه کردن تالاب به‌واسطه احداث جاده‌ها، ايجاد ايستگاه‌هاي تقويت فشار برق، گاز و لوله‌گذاري نفت و نيز ايجاد صنايعي چون نوپانسازي، الکل‌سازي و کشت و صنعت نيشکر که پساب خود را درون تالاب تخليه مي‌کنند، همه و همه در نابودي اين تالاب نقش داشته و دارند. ارزش اقتصادي تالاب‌ها از يک‌سو و تنظيم آب و هوا، جلوگيري از سيل، حفاظت از تنوع گياهي و جانوري، زيبايي و جاذبه‌هاي بصري ذاتي تالاب، جاذبه‌هاي توريستي و ايجاد فضايي براي زندگي پرندگان مهاجر و مکاني غني براي بررسي‌هاي تحقيقاتي و علمي از سوي ديگر از مهم‌ترين موضوعات موردتوجه در يك تالاب است. توسعه طرح‌هاي منابع آب و تنظيم جريان رودخانه‌ها اغلب به‌عنوان جدي‌ترين تهديد براي پايداري اکولوِژيکي رودخانه و تالاب‌ها شناخته‌شده است. مواد و روش‌ها: با توجه به اهميت تالاب شادگان از جهات مختلف، در اين پژوهش با استفاده از شاخص هدايت الکتريکي، روند تغييرات شوري آب در سطح اين تالاب را در پنج دهه اخير پهنه‌بندي و تحليل شد و در نهايت رابطه ميان مساحت و شوري آب در سطح اين تالاب مهم به دست آمد. همچنين با استفاده از داده‌هاي هدايت الکتريکي 23 ايستگاه موجود در سطح تالاب و با کمک تصاوير ماهواره‌اي و تکنيک‌هاي سنجش از دور و روش درون‌يابي IDW به بررسي تغييرات اين شاخص در مدت ذکرشده پرداخته شد که منجر به يک رابطه رياضي شد. نتايج و بحث: بر اساس نتايج تحقيق، فعاليت‌هاي انساني بالادست، به‌ويژه سدسازي و طرح‌هاي توسعه کشاورزي، تأثير زيادي بر کميت و کيفيت تالاب داشته است. با تغييرات اقليمي و خشکسالي، اين اثرات تشديد شده و منجر به کاهش سطح تالاب و همچنين افزايش شوري آب تالاب شده است. اين تغييرات را مي‌توان هم از نظر ابعاد زماني و هم از نظر مکاني مشاهده کرد. متعاقباً، نتايج بيانگر روند افزايش شوري از بخش هاي جنوبي به سمت شمال و همچنين نمود بيشتر افزايش شوري در قسمت هاي جنوبي در اثر کاهش جريان آب شيرين ورودي ( تابيش از دو برابر) نيز مي‌باشد. بر اساس نتايج، سه سطح شوري در تالاب وجود دارد: شور، لبشور و فوق شوري و افزايش شوري در هر سه پهنه مشاهده مي‌شود. نتايج و معادلات حاضر بعنوان يک دستاورد مورد استفاده مديران آب و محيط زيست بوده و آنها مي‌توانند با اندازه‌گيري وسعت تالاب با استفاده از فناوري هاي مختلف، EC آب در ايستگاه‌هاي کليدي و شاخص و در نهايت در سطح تالاب را تخمين بزنند. و يا برعکس با مشخص بودن EC، وسعت تالاب را برآورد کنند. بنابراين با گذشت زمان، سطوح و مناطق شور و فوق شوري گسترش يافته و سطح آب شور کاهش يافته است. انتظار مي‌رود که اين روند در طول زمان ادامه يابد و در نتيجه آب نمک دريا به سمت تالاب پيش برود و ميزان شوري در آن افزايش يابد. نتيجه‌گيري: بر اساس اين مطالعه، با توجه به رابطه بين شوري و سطح تالاب و همچنين مساحت آبي تالاب، مي‌توان شوري آن را در سه پهنه تخمين زد. با اندازه‌گيري شوري آب در چندين ايستگاه کليدي در هر يک از سه منطقه، مي‌توان سطح آب تالاب را تخمين زد. در پايش، مديريت و حفاظت کيفي تالاب و در نتيجه گونه هاي آن، اين معادله و روابط آن مي‌توانند نقش مهمي ايفا کند.