تاثیر تنش خشکی و تلفیق بسترهای کشت آلی کوکوپیت و معدنی پرلیت بر گوجه فرنگی گیلاسی سیاه (Solanum lycopersicum)

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم و مهندسی خاک، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ايران.

2 دانشجوی دکتری گروه علوم و مهندسی خاک، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ايران.

doi
https://doi.org/10.83037/wsrcj.2024.829415
چکیده

زمينه و هدف: یکی از مهم ترین عوامل در سیستم های کشت بدون خاک، بستر کشت می باشد. گیاهان به منظور رشد و عملکرد خوب ﺑﻪ ﺁﺏ ﻭ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺩﺭ ﺣـﺪ متناسب ﻧﻴﺎﺯ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﺍﻣﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﺍﺯ ﻣﺨﻠﻮﻁ کوکوپیت ﻭ پرﻟﻴـﺖ ﺩﺭ ﺑﻌﻀﻲ ﺍﺯ گلخانه ها ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣـﻲﺷـﻮﺩ کـﻪ این امر موجب ﻧﺘﻴﺠـﻪ ﺑﻬﺘـﺮﻱ شده ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﻮﻟﻴﺪ گوجه فرنگی ﺩﺭﺧﺎﺭﺝ ﺍﺯ ﻓﺼﻞ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ. درﺣﺎﻝ ﺣﺎﺿﺮ کوکوپیت ﺑﺴﺘﺮ ﺍﺻﻠﻲ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺩﺭ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺳﻴﺴﺘﻢﻫﺎﻱ هیدروپونیک ﺗﻮﻟﻴﺪ گوجه فرنگی ﺩﺭ کشور ﺍﺳﺖ که یک ﻣﺎﺩﻩ ﻭﺍﺭﺩﺍﺗﻲ گران قیمت ﺍﺳﺖ. انجام پژوهش-های جدید جهت بررسی تاثیر تنش و تلفیق بسترهای کشت برای تولید هر چه بیشتر گوجه فرنگی گیلاسی سیاه مهم و ضروری است. ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻧﻮﻉ ﺑﺴﺘﺮ کشت ﺑـﺮ گیاهان ﻣﺨﺘﻠـﻒ ﻣﺘﻔـﺎﻭﺕ ﺍﺳـﺖ. هدف این پژوهش بررسی اثر خشکی و ادغام محیط های کشت آلی، معدنی و تاثیر آن ﺑﺮ خواص ﺷﻴﻤﻴﺎﻳﻲ ﻣﻮﺍﺩ ﺍﻭﻟﻴﻪ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺑﺴﺘﺮ کشت گوجه فرنگی سیاه می باشد. روش پژوهش: بدین منظور جهت بررسی امكان کاهش اثرات خشکی از طريق تلفیق دو بستر کشت کوکوپیت و پرلیت، پژوهشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج انجام شد. در اين پژوهش دو فاکتور تنش خشکی (Fc100%، Fc50%، Fc25%، Fc12.5%) و درصد های مختلف بستر کشت (کوکوپیت صفر%+ پرلیت 100%، کوکوپیت 25%+پرلیت 75%، کوکوپیت50%+پرلیت 50%، کوکوپیت75 %+ پرلیت 25% ، کوکوپیت 100%+پرلیت صفر%) مورد بررسی قرار گرفت. صفات مورد بررسی شامل تعداد میوه، وزن تر و خشک اندام هوایی، طول ریشه، محتوای رطوبت نسبی برگ، میزان کلروفیل a ، bو کل بود. یافته ها: بر اساس نتایج ترکیب های تیماری کوکوپیت75- پرلیت25 و کوکوپیت 100- پرلیت صفر تحت تنش های خشکی شدید بیشترین عملکرد را داشتند و کمترین راندمان در ترکیب تیماری Co0Pe100+FC12.5%، Co25Pe75+FC12.5%، Co50Pe50+FC12.5% و Co100Pe0+FC12.5% بدست آمد. همچنین، تیمار FC100% با بیشترین میزان کلروفیل کل (10/3 میلی گرم در گرم بافت تازه) در گروه برتر آماري و تیمار Fc12.5% با کمترین میزان کلروفیل کل (22/2 میلی گرم در گرم بافت تازه) در ضعيف ترين گروه آماري قرار گرفتند. به عبارت دیگر حفظ رطوبت خاک در حد ظرفیت زراعی موجب افزایش 63/39 درصدی میزان کلروفیل کل نسبت به کاهش رطوبت در حد 5/12 درصد ظرفیت زراعی گردید. نتایج: بر اساس نتایج ، بسترهای حاوی مواد غذایی غنی تر، نتایج بهتری ارائه کردند. با افزودن کوکوپیت به بستر می توان اثرات منفی تنش را کنترل کرد. دلیل این برتری میزان مواد مغذی موجود در این بستر به دلیل قابلیت بالای ذخیره مواد مغذی و آب است. استفاده از پرلیت در بسترهای کشت هیدروپونیک مفید است زیرا دارای منافذ بزرگ و کوچکی است که بستر کشت را از لحاظ تهویه بهبود می بخشد. یکی از تأثیرات منفی تنش خشکی، کاهش میزان کلروفیل است. در نتیجه دستگاه فتوسنتز گیاه آسیب خواهد دید و با افزایش میزان پرولین، کلروفیل کاهش می یابد زیرا میزان کروفیل و پرولین با یکدیگر رابطه معکوس دارند. کمبود آب نیز موجب کاهش رشد، سطح برگ، وزن تر و خشک، تخریب غشای سلولی، تخریب و کاهش پروتئین ها و آنزیم ها، تجمع اسیدهای آمینه، کاهش تشدید کننده های رشد، آسیب به رنگیزه ها و پلاستیدها و کاهش رشد ریشه می شود.