طبقه بندی شاخصهای ارزیابی پایداری آب زیرزمینی در آبخوانهای مناطق خشک و نیمه خشک
نویسندگان
1 دانشجوي دكترا، گروه علوم و مهندسي محيط زيست، دانشکده موضوعی کشاورزی آب غذا و فراسودمندها، واحد علوم و تحقيقات، دانشگاه آزاد اسلامي ، تهران، ايران.
2 استاديار، گروه علوم و مهندسي محيط زيست، دانشکده موضوعی کشاورزی آب غذا و فراسودمندها، واحد علوم و تحقيقات، دانشگاه آزاد اسلامي ، تهران، ايران.
3 استاديار، عضو هيأت علمي دانشگاه موسسه تحقيقات آب وزارت نيرو، پژوهشکده مطالعات و تحقيقات منابع آب.
4 استاديار، گروه علوم و مهندسي محيط زيست، دانشکده موضوعی کشاورزی آب غذا و فراسودمندها، واحد علوم و تحقيقات، دانشگاه آزاد اسلامي ، تهران، ايران.
doi
https://doi.org/10.83037/wsrcj.2024.829446چکیده
زمینه و هدف: با توجه به وابستگی روزافزون انسان به آب شیرین به ویژه آب زیرزمینی که مهمترین منبع تامین آب در سرزمینهای خشک و نیمه خشک است، مطالعه پایداری وضعیت آبخوانها امری ناگزیر است. در این راستا از شاخصهای ارزیابی استفاده میشود که معمولا مرز مشخصی بین دسته بندی شاخصها وجود ندارد و در زمینههای مختلفی مانند اقتصاد، اجتماع و محیط زیست با یکدیگر همپوشانی دارند. همچنین معمولا پژوهشگران به تعدادی شاخص که برای مطالعه موردی ایشان قابل اندازه گیری باشد اکتفا میکنند. به دلیل این کمبود، در این مقاله سعی شده است شاخصهای متنوعی که برای ارزیابی آب زیرزمینی در آبخوانهای مناطق خشک و نیمه خشک جهان استفاده شده است جمع آوری و طبقه بندی گردد.روش پژوهش: این پژوهش مطالعهای بر مقالات و مطالعات پیشین ایران و جهان در زمینه ارزیابی پایداری آب زیرزمینی برمبنای شاخصهای مختلف بوده است. سیر حرکت و پیشرفت این شاخصها و دسته بندی آنها در گروههای محیط زیستی، اجتماعی، اقتصادی و نهادی در قالب این پژوهش تعریف شده است. همچنین شاخصهای ترکیبی نیز که برای مباحث زیرمجموعه پایداری تدوین شده اند مانند شاخص فقر آبی در این پژوهش مد نظر قرار گرفته است. شاخص فقر آبی زیرمجموعه معیار رقابت و شاخصی اجتماعی معرفی شده است. این شاخص به عنوان زیرمجموعهای از معیار رقابت آبی مطرح شده است که به ویژه در سرزمینهای خشک و نیمه خشک مانند بخشهای قابل توجهی از کشورهای غرب آسیا شاخص مهمی برای سنجش میزان فقر ناشی از کمبود آب مطرح است. به عبارتی این شاخص، آب و فقر را به هم پیوند میدهد.یافتهها: نتایج حاکی از آن است که شاخصهای محیط زیستی با سهم 63 درصدی بیشتری تعداد را در بین مقالات داشته اند و شاخصهای فیزیکی بیش از نیمی از شاخصهای محیط زیستی را شامل میشود. پس از آن شاخصهای اقتصادی با 18 درصد، شاخصهای اجتماعی با 14 درصد و شاخصهای نهادی با 7 درصد در رتبههای بعدی از لحاظ تعداد قرار دارند که نشاندهنده توجه صاحب نظران به اهمیت محیط زیست و اقتصاد بر پایداری آبخوانها است.نتایج: اگرچه شاخصهای اجتماعی فقط 13 درصد از کل شاخصها را در بر دارد اما به دلیل اهمیت و وزن بالای آنها نیاز به مطالعه بیشتر دارد همچنین این نوع شاخصها عمدتا وابستگی به منطقه مورد مطالعه دارند لذا استفاده از از مطالعات جامعه شناسان کمک شایانی به بررسی حقیقی و هدفمند پایداری آبخوانها خواهد کرد. همچنین با توجه به اینکه ارزیابی پایداری، دیدگاهی بین رشتهای است، انتخاب شاخصهای آن نیاز به مبانی نظری قوی دارد لذا کار گروهی با حضور متخصصان مختلف منجر به بالا رفتن کیفیت نتیجه مطالعات خواهد شد. با توجه به اینکه شاخصهای نهادی عمدتا نقش پاسخ را در موضوع پایداری آبخوان دارند لذا تدوین شاخصهای نهادی در آینده و لحاظ نمودن وزن منطقی برای این شاخصها در حین ارزیابی پایداری اهمیت به سزایی در بالا بردن کیفیت ارزیابی دارد. شاخصهای نهادی عمدتا مرتبط با حکمرانی هستند و با توجه به اینکه رویکرد توسعه یافتگی کاهش تمرکز مدیریت از بالا به پایین است، شاخصهای نهادی تعداد کمتری دارند و تمرکز بر سایر شاخصها قرار گرفته است.