بررسي شاخص هاي عملکرد در پروژه هاي آبياري باراني اجرا شده با يارانه دولتي در دشت ملکان

نویسندگان

1 استاديار، گروه علوم و مهندسي آب، واحد تبريز، دانشگاه آزاد اسلامي، تبريز، ايران.

2 دانشيار، گروه علوم و مهندسي آب، واحد تبريز، دانشگاه آزاد اسلامي، تبريز، ايران.

3 استاديار، گروه مهندسي عمران، واحد تبريز، دانشگاه آزاد اسلامي، تبريز، ايران.

doi
چکیده

زمينه و هدف: روش هاي مرسوم آبياري سنتي پاسخگوي نيازهاي روزافزون بشر به آب نبوده و توسعه سيستم ­ هاي آبياري نوين روز به روز در حال افزايش است بطوري ­ که سالانه مبالغ زيادي در کشورها به عنوان يارانه دولتي صرف پروژه­هاي آبياري تحت فشار مي­گردد. لذا ارزيابي مزرعه­اي سيستم­هاي آبياري باراني براي نمايان کردن نقاط ضعف و ارائه راهکارهاي موثر براي بهبود عملکرد آنها از جنبه ­ هاي مختلف ضروري است. هدف از اين پژوهش، بررسي شاخص­هاي عملکرد سيستم ­ هاي آبياري باراني کلاسيک ثابت با آبپاش متحرک اجرا شده با يارانه دولتي در دشت ملکان از حوضه آبريز درياچه اروميه در شمال­غرب ايران است. روش پژوهش: به منظور ارزيابي سامانه­هاي آبياري اجرا شده در دشت ملکان تعداد هفت مزرعه از طرح­هاي اجرا شده با يارانه دولتي توسط مديريت آب وخاك سازمان جهادکشاورزي استان آذربايجانشرقي به­طور تصادفي و با شرايط متفاوت مکاني، الگوي کشت، سال اجرا و نوع و فاصله آبپاش­ها انتخاب شدند. شاخص ­ هاي ارزيابي فني شامل راندمان پتانسيل ربع پايين ( PELQ ) ، راندمان کاربرد ربع پايين ( AELQ )، ضريب يکنواختي کريستين سن ( CU ) و يکنواختي توزيع ( DU ) بود. جهت ارزيابي سامانه آبياري باراني کلاسيک ثابت يکسري قوطي به قطر 14 و ارتفاع 5/9 سانتي­متر در فاصله بين سه آبپاش متوالي در شبکه مربعي 3*3 چيده شد . اندازه­گيري دبي آبپاش با روش حجمي انجام يافت. جهت ثبت فشار در آبپاش در حال کار، در شيرخودکار بعدي، رايزر با يک فشارسنج نصب و فشار بصورت لحظه­اي اندازه ­ گيري شد. فشار حداکثر و حداقـل سيستم با جابجايي رايزر داراي فشارسنج در مزارع و قرائت فشار داخل ايستگاه پمپاژ اندازه­گيري­شد. در نهايت شاخص ­ هاي ارزيابي با استفاده از روابط مربوط به هريک محاسبه و با مقادير استاندارد پيشنهادي مقايسه گرديد. يافته­ها: تغييرات فشار شبکه آبياري که بايد کمتر از ٢٠ درصد باشد، در هيچکدام از مزارع در محدوده مجاز قرار ندارد با اينکه مزرعه P3 با 22 درصد تغييرات فشار، داراي شرايط بهتري است. علت اصلي انحراف متوسط دبي خروجي آبپاش­ها از مقدار قيد شده در کاتالوگ آنها نيز مربوط به اين مطلب است. از لحاظ تغييرات فشار زياد که بيانگر عدم رعايت مباني هيدروليکي در طراحي سيستم، اجراي نادرست و يا بهره­برداري نامطلوب است، مزرعه P1 بدترين و P3 بهترين شرايط را دارد. مقادير ضريب يکنواختي کريستيانسن و يکنواختي توزيع آب ( CU و DU ) در همه بلوک ها بجز P1 کمتر از مقادير پيشنهادي مريام و کلر (67/0 ≤ ≥DU 80/0 و 81/0 ≤ CU ≤ 87/0) مي‌باشد. بيشترين مقدار CU و DU مربوط به بلوک P1 بترتيب با 39/82 و 29/73 درصد و کمترين آنها مربوط به بلوک هاي P4 و P7 به­ترتيب با 43/55 و 70/39 درصد مي‌باشد. مقادير PELQ و AELQ در همه مزارع با هم برابرند که نشان از ­آبياري ناقص قسمتي از اراضي دارد. بيش ­ ترين مقدار اين شاخص­ها نيز مربوط به بلوک P1 با مقدار 31/63 درصد و کم ­ ترين آن ­ ها مربوط به P7 با 66/37 درصد است. نتايج: ارزيابي سامانه­هاي آبياري باراني دشت ملکان که با يارانه دولتي اجرا شده بودند نشان داد که اين سيستم­ها در وضعيت عملکرد مناسبي قرار ندارند. محاسبات بيانگر مقادير ارزيابي کمتر از مقادير توصيه شده در کليه سامانه­ها بود. يکنواختي توزيع آب پايين منجر شده ­ است در بعضي از سيستم ­ ها ضمن وجود نفوذ عمقي بالا، کفايت آبياري نيز پايين باشد. مهم­ترين دليل کاهش شاخص هاي ارزيابي در سه بخش طراحي، اجرا و بهره برداري شامل فشار پايين پمپ­ها، عمود نبودن رايزر­ها، وجود نشتي در شيرآلات، استفاده از آبپاش ­ هاي غيرمجاز، خراب و فرسوده و عدم رعايت دور و ساعت آبياري تشخيص داده شد و راهکارهايي از قبيل اصلاح برنامه آبياري، تقويت پمپ­ها و تعمير و تعويض اتصالات و آبپاش ­ هاي معيوب جهت بهبود عملکرد هر سامانه آبياري به تفکيک بيان شد تا در موارد مشابه مورد استفاده قرار گيرد.