فهم مارتین هایدگر از کاربرد مفهوم «تخنه» در جامعه یونان باستان و نسبت آن با هنر و تکنولوژی در جامعه مدرن
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه هنر، دانشکده هنر و معماری، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران
2 دانشیار گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران (نویسنده مسئول). safian@ltr.ui.ac.ir
3 استادیار گروه فلسفه هنر، دانشکده هنر و معماری، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران
doi
10.30495/jss.2022.1949104.1420چکیده
مارتین هایدگر متفکر آلمانی یکی از تاثیرگذارترین نظریه پردازان تاریخ فلسفه بوده که آرای او علیالخصوص نقد او به تاریخ فلسفه و متافیزیک مورد توجه شمار زیادی از اندیشمندان بعد از خود بوده است. هنر و تکنولوژی به مانند انبوه مقولاتی که هایدگر به آنها پرداخته است، مفاهیمی هستندکه مورد توجه هایدگر واقع شده و هم چنین در مکتوب هایی جداگانه به آنها پرداخته است. از طرفی، آن چه امروز به عنوان هنر و رشتههای هنری شناخته میشود در جامعه یونان باستان جزئی از یک مفهومی کلیتر با عنوان تخنه "Techne" تلقی میشد. از سویی دیگر تکنولوژی نیز هم به لحاظ ریشه لغوی و هم به لحاظ جایگاه مفهومی آن ریشه در تخنه یونانیان دارد. بنابراین هایدگر در تحلیل هر دو مفهوم مورد بحث (هنر و تکنولوژی)، از جایگاه مفهوم تخنه در نزد جامعه پیشافلسفی یونان باستان بهره برده و نتایج کلی او در این دو حوزه با استعانت از همین خوانش او بوده است. در این مقاله روش تحلیل هایدگر که پدیدارشناسی هرمنوتیک است و هم چنین نقدهای او به تاریخ فلسفه و متافیزیک خصوصاً در تحلیل مفهوم تخنه راهگشا بوده و مواضع او در باب هنر و تکنولوژی با تکیه بر مفهوم تخنه در پرتو حقیقت روشن میشود. روش تحقیق در این مقاله بنیادی است که به صورت تحلیل محتوا انجام گرفته و گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانهای صورت گرفته است. در این مقاله سوالاتی که مورد پژوهش قرار میگیرند از این قرارند: 1. خوانش هایدگر از مفهوم تخنه در جامعه یونان باستان چیست؟ 2. نسبت بین هنر و تکنولوژی با تخنه در دوران پیشافلسفی یونان باستان و نیز دوران معاصر چگونه است؟ هدف انجام این پژوهش تبیین جایگاه نگاه نقادانه به تاریخ فلسفه، خصوصاً در حوزه هنر و تکنولوژی معاصر در حوزه جامعه شناسی است.