«توسعه» در میانۀ «قدرت» و «عدالت»
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حقوق بینالملل عمومی، گروه حقوق عمومی و بینالملل، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، ایران.
2 دانشیار، گروه حقوق عمومی و بینالملل، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، ایران
doi
10.22059/jplsq.2022.335071.2962چکیده
شکاف میان دولتهای توسعهیافته و توسعهنیافته که در سدۀ گذشته در اثر توزیع نابرابر ثروتها پدیدار شد، مبین مختصات حقوق بینالملل توسعه است. حقوق توسعه وسیلهای است برای وضع مقررات تا هر دولت بتواند در محدودۀ حقوقی برابری تام و همچنین استقلال، سازمان سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود را برگزیند و از این طریق در راه توسعه گام بردارد. حقوق توسعه در شکلگیری و تقویت بسیاری از مفاهیمِ حقوق بینالملل سهمی اساسی داشته است. این مفاهیم که هریک بهتنهایی با ارزشهای عالی بشری سروکار دارند، قاعدتاً میبایست قدرت را در جامعۀ بینالمللی به نفع عدالت به حرکت درآورند. در مواردی این حرکت راه را برای تحقق چنین آرمانی هموار ساخته و در موارد دیگر آن حرکت در میانة راه و آن هم به علت ساختار خاص جامعۀ بینالمللی متوقف مانده، یا مجدداً مسیرش را به طرف قدرت تغییر داده و در رسیدن به همبستگی جهانی ناکام مانده است. این مقاله اهتمام خود را مصروف روشنسازی سیمایی از عدالت موضوعة ناکام در روابط بینالملل کرده و سپس با نظر به اعلامیۀ حق بر توسعه به این نتیجه منعطف شده که عزم جامعۀ بینالمللی در جهت تمرکز توسعه بر انسان و نیز تحول محتوای حقوقی آن با توجه به وضع متغیر جامعۀ بینالمللی به حرکت درآمده است.