بررسي ارتباط بين ويژگي‌هاي خاک و زمين‌ با عملکرد برخي باغ‌هاي انجير سياه آبي، جنوب استان لرستان

نویسندگان

1 استاديار پژوهش، بخش خاک و آب، مرکز تحقيقات و آموزش کشاورزي و منابع طبيعي استان لرستان، خرم آباد، ايران.

2 استاديار پژوهش، موسسه تحقيقات خاک و آب، سازمان تحقيقات، آموزش و ترويج کشاورزي، کرج، ايران.

3 دانشيار پژوهش، موسسه تحقيقات خاک و آب، سازمان تحقيقات، آموزش و ترويج کشاورزي، کرج، ايران.

4 دانشيار پژوهش، موسسه تحقيقات خاک و آب، سازمان تحقيقات، آموزش و ترويج کشاورزي، کرج، ايران.

doi
چکیده

زمينه و هدف: انجير سياه (Ficus Carica L.) از مهم‌ترين محصولات باغي مناطق گرم و نيمه‌خشک است که به دليل تحمل نسبي به تنش‌هاي محيطي، نقش اقتصادي مهمي در ايران، به‌ويژه در استان‌هايي مانند لرستان دارد. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که افزون بر ويژگي‌هاي فيزيکي و شيميايي خاک، عوامل زمين‌نما مانند شيب و موقعيت توپوگرافي نيز از طريق تأثير بر رطوبت، عناصر غذايي و ريزاقليم، بر رشد و عملکرد درختان مؤثرند. با اين حال، اثر همزمان خاک و زمين‌نما بر عملکرد انجير آبي کمتر بررسي شده است؛ ازاين‌رو اين پژوهش با هدف بررسي ارتباط ويژگي‌هاي خاک و زمين‌نما با عملکرد انجير سياه در جنوب استان لرستان انجام شد. روش پژوهش: در اين پژوهش، 12 باغ انجير در محدوده معمولان تا پلدختر انتخاب شد و به‌منظور کاهش اثر مديريت، شرايط آبياري و کوددهي مشابه در نظر گرفته شد. در هر باغ يک خاک‌رخ حفر و از اعماق 0–30، 30–60 و 60–90 سانتي‌متر نمونه‌برداري شد و ويژگي‌هاي فيزيکي و شيميايي خاک اندازه‌گيري گرديد؛ درصد شيب نيز استخراج و داده‌هاي عملکرد از طريق پرسشنامه جمع‌آوري شد. براي شناسايي عوامل مؤثر بر عملکرد، از تجزيه مؤلفه‌هاي اصلي (PCA) و ساير تحليل‌هاي آماري با نرم‌افزارهاي Minitab و SPSS استفاده شد. يافته‌ها: عملکرد انجير در باغ‌هاي مورد بررسي بين 2 تا 40 تن در هکتار متغير بود. خاک‌ها از نظر بافت (لوم شني تا رسي)، آهک، شوري، درصد اشباع و کربن آلي تنوع قابل توجهي نشان دادند و بيشترين ضريب تغييرات مربوط به عملکرد و درصد سنگريزه بود. نتايج همبستگي نشان داد عملکرد با درصد شن رابطه منفي و با رس و درصد اشباع رابطه مثبت و معني‌دار دارد، در حالي‌که با بسياري از ويژگي‌ها از جمله شيب همبستگي ساده معني‌داري مشاهده نشد. بررسي نيمرخ‌ها نيز نشان داد شيب تأثير مستقيم و معني‌داري بر کربن آلي ندارد، اما با افزايش شيب، کاهش کربن آلي از سطح به عمق تشديد مي‌شود و تغييرات کربن آلي بيشتر متأثر از مديريت سطحي خاک است. در تحليل مؤلفه‌هاي اصلي، پنج مؤلفه حدود 85 درصد تغييرات عملکرد را تبيين کردند و فسفر قابل جذب، شيب، اجزاي بافت خاک (سيلت و رس) و شوري به‌عنوان مهم‌ترين متغيرهاي اثرگذار شناسايي شدند. نتايج: با وجود آنکه همبستگي‌هاي ساده بسياري از ويژگي‌هاي خاک و زمين‌نما با عملکرد معني‌دار نبود، تحليل مؤلفه‌هاي اصلي نشان داد عناصر حاصلخيزي خاک، به‌ويژه فسفر قابل جذب، نقش تعيين‌کننده‌اي در عملکرد دارند و پس از آن شيب و ويژگي‌هاي بافت و شوري خاک قرار مي‌گيرند. بنابراين حاصلخيزي خاک و برخي ويژگي‌هاي توپوگرافي مهم‌ترين عوامل کنترل‌کننده عملکرد انجير در منطقه‌اند. همچنين روش تحليل مؤلفه‌هاي اصلي نسبت به همبستگي ساده، ديدگاه جامع‌تري در شناسايي عوامل مؤثر ارائه داد، هرچند تعميم نتايج به ساير مناطق مستلزم توجه به شرايط مديريتي و محيطي متفاوت است.