بررسی رابطه احساس محرومیت نسبی و کیفیتزندگی با تأکید بر بهزیستی جسمانی در دوران کووید 19 (مطالعه موردی: شهروندان زن ساکن در تهران)
نویسندگان
1 دانشیارگروه علوم اجتماعی ، واحد تهران شمال ، دانشگاه آزاد اسلامی ، تهران، ایران (نویسنده مسئول) .Afsanehedrisi@yahoo.com
2 دانشجوی دکتری جامعه شناسی اقتصادی و توسعه، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 استاد گروه توسعه و سیاستگذاری اجتماعی دانشگاه تهران
doi
10.30495/jss.2023.1971144.1507چکیده
بررسی عدالت در روابط جنسیتی یکی از پیچیدهترین مفاهیم در دهههای اخیر میباشد که اهمیت آن برای توسعۀ اجتماعی، انسانی و کیفیتزندگی، به وسیلۀ سازمانهای بینالمللی شناخته شده است. این مقاله به دنبال پاسخی برای این مسأله است که، احساس محرومیت نسبی چه رابطهای با کیفیتزندگی زنان دارد. جمعیت آماری را زنان 18 سال به بالا که در سال1400 در شهر تهران ساکن بوده تشکیل دادهاند. روش تحقیق پیمایشی و اطّلاعات با تکنیک مصاحبه رودررو در قالب پرسشنامه، گردآوری شده است. حجم نمونه 404 نفر و نمونهها به روش نمونهگیری احتمالی تصادفی بلوکبندی شهری از بین پنج منطقه انتخاب شدهاند. برای داوری در باب فرضیات، از آزمون ضریبهمبستگی (پیرسون، اسپیرمن)،F مستقل، Tهمبسته و رگرسیون تکمتغیره استفاده شده است. یافتهها نشان میدهد: متغیرهای (سن، میزان تحصیلات، تعداد اعضای خانواده، درآمد، وضعیت تأهل، اشکال خانواده) با کیفیتزندگی معنادار نیستند. اما با افزایش احساس محرومیت نسبی، کیفیتزندگی کاهش می یابد و بالعکس. همچنین بهزیستی جسمانی زنان در دوران شیوع کووید 19کاهش یافته است. پس میتوان گفت: هسته اساسی احساس محرومیت نسبی که عدالت است به شدت بر کیفیتزندگی زنان تأثیرگذار است. احساس بیعدالتی معلول شکاف عمیق بین ذهنیت و واقعیت خارجی است. بالطبع با تغییر شرایط و اطلاعرسانی به منظور اصلاح ذهنیتهاست که از احساس محرومیت کاسته میگردد.