مطالعه تطبیقی تأثیرگذاری گفتمان‌های سیاسی نیمه دوم دهه هفتاد شمسی ایران بر پوسترهای سینمایی «بوی کافور، عطر یاس» و «آدم‌برفی» با تکیه بر نشانه‌معناشناسی

نویسندگان

1 دانشجوی مقطع دکتری رشته‌‌ پژوهش هنر، گروه هنر، دانشکده‌ عمران، معماری و هنر، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 استادیار گروه هنر، دانشکده‌ عمران، معماری و هنر، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

3 استاد گروه زبان فرانسه، دانشکده‌ علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران (نویسنده مسئول).

doi
10.82458/jss.2025.1209129
چکیده

گفتمان، در هر جامعه‌ای، جریانی تأثیرگذار در شکل‌دهی به مفاهیم و موضوعات مطرح است که دامنه‌ نفوذ آن تا عرصه‌های مختلف، از جمله سیاست، گسترش می‌یابد. گفتمان سیاسی، منظومه‌ای نشانه‌ـ‌ معنایی (زبان‌شناختی و غیر زبان‌شناختی) است که از قابلیت تولید معنا برخوردار بوده و با هدایت نگرش‌ها و دیدگاه‌های مخاطبان، در بازتولید ساختارهای معنایی و فرهنگی نقش ایفا می‌کند. سینما، به‌ عنوان پدیده‌ای فرهنگی و بازتابی از ساختارهای اجتماعی، تحت تأثیر گفتمان‌های سیاسی غالب شکل می‌گیرد. آثار سینمایی، برای انتقال ایدئولوژی، مفاهیم ضمنی، صریح و القای روایت، به ابزارهای تبلیغاتی نیاز دارند که یکی از مؤثرترین آن‌ها، پوسترهای فیلم است؛ زیرا که این پوسترها با بهره‌گیری از زبان تصویری خاص خود، ساختار گفتمانی حاکم بر تولید و عرضه‌ اثر را نمایش می‌دهند. از سوی دیگر، نشانه‌ معناشناسی، به ‌عنوان رویکردی تحلیلی، بستر مناسبی برای مطالعه‌ فرآیندهای درونی معناپردازی در درون گفتمان‌ها فراهم می‌آورد. در همین راستا، پژوهش حاضر با تکیه بر نشانه‌ معناشناسی گفتمانی و بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای و دیداری‌ـ‌شنیداری(همچون پوسترهای فیلم)، به مطالعه‌ی تطبیقی پوسترهای سینمایی «بوی کافور، عطر یاس» و «آدم‌برفی» می‌پردازد تا نحوه‌ تأثیرپذیری این آثار از گفتمان‌های سیاسی نیمه دوم دهه هفتاد شمسی ایران و نیز ساز و کار انتقال و استفاده‌ متقابل عناصر گفتمانی را تحلیل کند. لذا مسئله محوری این پژوهش، بررسی چگونگی سرایت و انتقال عناصر گفتمانی از یک جهان معنایی به جهانی دیگر است؛ فرآیندی که با تضعیف مرزهای ساختاری و شکسته شدن نظام‌های تقابلی، امکان نفوذ، تعامل و استفاده‌ متقابل میان نظام‌های معنایی را فراهم می‌سازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که هر یک از این پوسترها، در عین وفاداری به گفتمان سیاسی مطلوب خود، از برخی نشانه‌ها و عناصر گفتمان رقیب بهره برده‌اند تا بتوانند ارزش‌ها و معانی موردنظر خود را مؤثرتر و گویا‌تر نمایش دهند. این فرآیند که با تضعیف مرزهای گفتمانی همراه است، بیانگر نوعی سرایت نشانه‌ای و انتقال معنا میان دو نظام گفتمانی است؛ به‌ گونه‌ای­که ساختارهای پیشین تقابلی، جای خود را به نوعی پیوستگی و بهره‌برداری متقاطع داده‌اند. این رویکرد، زمینه‌ساز شکل‌گیری فضایی مشترک و سیال در حوزه‌ معنایی پوسترهای سینمایی شده است.