ارایه مدل ساختاری نقش میانجی گرایش به هنر در رابطه با سبک های هویت، هوش اخلاقی با رفتارهای انحرافی نوجوانان

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه مشاوره، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 استاد، گروه مشاوره، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران ( نویسنده مسئول).

3 استاد، گروه مشاوره، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.

doi
10.82458/jss.2026.1201832
چکیده

دانش آموزان نوجوان، به عنوان گروه اصلی دربروز مشکلات رفتاری می باشند و یکی از انواع خطرات که نوجوانان را تهدید می کند،گرایش به رفتارهای پر خطر است. مقاله حاضر با هدف  ارایه مدل ساختاری تعیین نقش میانجی گرایش به هنر در رابطه بین سبک های هویت،هوش اخلاقی با رفتارهای انحرافی نوجوانان انجام شده است. مقدمه : دانش‌آموزان نوجوان، به عنوان گروه اصلی در بروز مشکلات رفتاری می‌باشند و یکی از انواع خطرات که نوجوانان را تهدید می‌کند، گرایش به رفتارهای پرخطر است. مقاله حاضر با هدف ارائه مدل ساختاری تعیین نقش میانجی گرایش به هنر در رابطه بین سبک‌های هویت و هوش اخلاقی با رفتارهای انحرافی نوجوانان انجام شده است. روش : این پژوهش از نوع توصیفی همبستگی است؛ جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه دانش‌آموزان مقطع متوسطه اول شهرستان نکا در سال تحصیلی 3-۱۴۰2 بود. تعداد نمونه در این پژوهش ۳۰۰ نفر بودند که به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه‌های سبک‌های هویت برزونسکی، پرسشنامه هوش اخلاقی، پرسشنامه هالند و پرسشنامه رفتارهای انحرافی بود. روش آماری در این پژوهش از نوع مدل‌یابی معادلات ساختاری بود. برای انجام مباحث مدل‌سازی، از نرم‌افزار PLS Smart بهره گرفته شد. یافته‌ها : نتایج نشان داد مدل پژوهش دارای برازش مناسب می‌باشد و رابطه اثرات مستقیم و غیر مستقیم (عدد معناداری > ۲.۵۸) متغیر رفتارهای انحرافی دانش‌آموزان توسط سبک‌های هویت و هوش اخلاقی با نقش میانجی گرایش به هنر قابل تبیین می‌باشد. نتیجه‌گیری :یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که گرایش به هنر می‌تواند به عنوان متغیری میانجی، رابطه بین سبک‌های هویت و هوش اخلاقی با رفتارهای انحرافی نوجوانان را تبیین کند. این نتایج می‌تواند تلویحات کاربردی در جهت کاهش رفتارهای انحرافی نوجوانان و بهبود وضعیت روان‌شناختی آنان ارائه دهد.