پژوهش تطبیقی دلایل پایداری زندگی زوجین در مشهد(چرا زوج ها جدا نمی شوند)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جامعه شناسی اقتصادی و توسعه، گروه علوم اجتماعی، واحد قوچان، دانشگاه آزاد اسلامی، قوچان، ایران.
2 استادیار، گروه علوم اجتماعی، واحد قوچان، دانشگاه آزاد اسلامی، قوچان، ایران (نویسنده مسئول).
3 استادیار، گروه علوم اجتماعی، واحد قوچان، دانشگاه آزاد اسلامی، قوچان، ایران.
doi
10.82458/jss.2026.1119908چکیده
صاحب نظران ادامه زندگی مشترک و کیفیت زندگی را انعکاسی از خواسته ها، امیدها و انتظارات افراد در ارتباط با شرایط کنونی و آینده می دانند. هدف: پژوهش حاضر با رویکرد تطبیقی کیفی-کمی (ترکیبی اکتشافی متوالی) درصدد واکاوی و دستیابی به مدل بومی پایداری زندگی مشترک در زوجین دارای فرزند و بدون فرزند با ده سال سابقه زندگی مشترک میباشد. روش شناسی : تحقیق حاضر به روش آمیخته و از نوع تبیین متوالی (ترکیبی اکتشافی متوالی) می باشد. در بخش کیفی جامعه آماری شامل زوجین دارای فرزند و بدون فرزند با ده سال سابقه زندگی مشترک که با وجود عدم رضایت از زندگی زناشویی همچنان در ازدواجشان پایدارمانده بودند. با استفاده از نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع 33 نفر انتخاب شدند در بخش کمی 300 نفر از زوجین ناراضی با سابقه حداقل ده سال زندگی مشترک که به مراکز مشاوره خانواده در مناطق (5،9،11) مشهد مراجعه کرده بودند از طریق نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند با این اقدام پوشش نسبی تنوع فرهنگی در مشهد انجام شده است. داده ها در بخش کیفی با مصاحبه عمیق و پرسشنامه باز و در بخش کمی با پرسشنامه بسته گرد آوری شد. برای تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش تحلیل مضمون با کمک نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی از نرم افزار PLS استفاده شد یافته ها : در زوجین دارای فرزند متغیر «فرزندآوری» با ضریب مسیر 0.942 و آماره آزمون 1.855 قویترین متغیر تأثیرگذار بود که بر اهمیت وجود فرزند در استحکام روابط زناشویی تأکید دارد.همچنین متغیرهای «عوامل اقتصادی» (0.812)، «آبرو و حیثیت» (0.717)، و «روابط خانوادگی» (0.619) نیز سهم بالایی در پایداری داشتند و در زوجین بدون فرزند متغیرهایی مانند ترجیح منافع جمعی بر فردی (0.856)، عوامل اقتصادی (0.811)، کنش متقابل (0.673)، نگرش به زندگی (0.543)، و تعهد (0.409) در صدر عوامل اثرگذار قرار گرفتند. متغیرهای مشترک بعنوان بین دو گروه شامل ترجیح منافع جمعی بر فردی، بحران ارزشی، کنش متقابل، قدرت اقتصادی، گذشت و بخشش، تعهد و تبادلات اجتماعی میباشد و تفاوت اصلی دو گروه تحت تاثیر نقش فرزندآوری یا ساخت اجتماعی ناشی از عدم حضور فرزند باز میگردد. هم چنین در خانواده های بدون فرزند پایداری زندگی زناشویی وابستگی بیشتری به سبک تعاملات و مهارتهای زندگی دارد. نوآوری: این پژوهش با بهره گیری ازرویکرد واژگونی فوکو به جای تمرکز بر طلاق، بر پایداری و به جای علل، بر دلایل پایداری متمرکز شده است. این روش امکان نفوذ به ذهنیت افراد و پرهیز از محدود شدن به روابط علت ومعلولی صرف را فراهم میکند و از طرفی این پژوهش دلایل پایداری زوجین دارای فرزند و فاقد فرزند را مقایسه تطبیقی نموده و بر اهمیت شناخت این دلایل برای ایجاد بسترهای توسعه انسانی و در نتیجه توسعه پایدار کشور تاکید دارد.