واکاوی رویکردها و سیاستهای دو دهه مداخله در بافتهای فرسوده شهری تهران مبتنی بر نظریه زمینهای
نویسندگان
1 دانشیار گروه شهرسازی، واحد علوم و فناوری پردیس، دانشگاه آزاد اسلامی، پردیس، ایران
2 كارشناس ارشد برنامهریزی شهری، واحد تهران مرکز، دانشگاه آزاد اسلامي، تهران، ايران
doi
https://doi.org/10.82545/uf.2024.1025327چکیده
فرسودگی و زوال شهری یکی از مسائل جدی و پدیدههای غیرقابلاجتناب است که مدیریت شهری در بسیاری از شهرهای جهان، الگووارهها و سیاستهای گوناگونی برای تعدیل این پدیده و پیامدهای آن به کار گرفتهاند. لذا سؤال اصلی این پژوهش در این زمینه این است که کدامیک از رویکردها و سیاستها در احیای بافتهای فرسوده و ناکارآمد شهری موفق ارزیابیشده است؟ و سیاست بهینه در روند مداخله در نوسازی بافت فرسوده شهری تهران چگونه است؟. هدف اصلی پژوهش مطالعه رویکردها و مداخلات بهمنظور شناخت رویکردهای غالب و تأثیرگذار در زمینه نوسازی و بهسازی بافتهای فرسوده شهری بوده و تعیین سیاست و رویکرد بهینه در مداخله بافتهای فرسوده شهر تهران بر اساس تجربیات بهعنوان فرعی دنبال شده است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده و از نظریه زمینهای (Grounded Theory) که روشی کیفی بوده در این پژوهش استفادهشده است. ابزار جمعآوری دادهها و اطلاعات، مصاحبه عمیق با متخصصین بوده و از نرمافزار Maxquda جهت تجزیهوتحلیل اطلاعات استفادهشده است. تنظیم تئوری زمینهای برای دو دهه مداخله در بافتهای فرسوده شهری تهران تحت تأثیر چهار شرایط علی، زمینهای، تداوم و پیامدها بوده که هرکدام از این شرایط شامل زیرمجموعههایی است که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم تأثیرگذاری داشتهاند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که هیچیک از رویکردهای مداخله، فرایند کاملی نبوده و دارای نواقصی جهت تحقق اهداف بوده است. نهایتاً رویکرد و سیاست بهینه برای مداخله بافت فرسوده بر مبنای تئوری زمینهای با عنوان اختصاری «نوسازی متوازن» شکلگرفته که از ویژگیهای آن میتوان به مشارکت مردم، هزینه کرد مدیریت شهری برای تملک جهت تأمین خدمات و املاک دارای تعارض و یکپارچگی اجرای سیاستها در سازمانهای متولی (خودمحور نبودن) اشاره کرد.