پدیده ترس از جا ماندن (FOMO) و استرس پس از سانحه در دوران جنگ تحمیلی 12 روزه

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی دانشکده پرستاری و مامایی. دانشگاه علوم پزشکی سبزوار

2 دانشکده پرستاری و مامایی، دانشگاه علوم پزشکی سبزوار، سبزوار، ایران

doi
10.30468/jsums.2025.8168.3288
چکیده

اختلال استرس پس از سانحه[1] پاسخی روان‌شناختی به تجربه تنش حاصل از وقایع ضربه آمیز یا آسیب‌زا (از قبیل وحشت، درماندگی و ترس) است که علاوه بر معیارهای تشخیصی تجربه مجدد وقایع تروماتیک، اجتناب و بیش برانگیختگی، ملاک تشخیصی تغییرات منفی پایدار در شناخت و خلق نیز به آن اضافه‌شده است. PTSD می‌تواند در پاسخ به مجموعه‌ای از وقایع تروماتیک مانند جنگ، تجاوز، حوادث طبیعی، حوادث صنعتی، مرگ افراد موردعلاقه و نظایر آن بروز کند. ﺑـﺪﻳﻬﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ نرخ ابتلا به اﺳﺘﺮس پس از ﺳﺎﻧﺤﻪ در جمعیت‌هایی که بیشتر در معرض وقایع آسیب‌زا از قبیل جنگ هستند شیوع بیشتری دارد. این آمار تا 50% افراد در معرض جنگ ذکرشده است (۱). به نظر می‌رسد یکی از مواردی که می‌تواند این استرس را تشدید نماید پدیده‌ای به نام[1] FOMO است.پدیده  FOMO که در زبان فارسی بانام‌های ترس از دست دادن، ترس از جاماندن یا به‌طور دقیق‌تر اضطراب محروم ماندن توصیف می‌گردد، یک پدیده روان‌شناختی نسبتاً جدید است که روان‌شناسان بریتانیایی آن را به‌عنوان «نگرانی فراگیر از این‌که دیگران ممکن است در حال تجربه موقعیت‌هایی باشند که فرد از آن‌ها محروم است» توصیف نمودند (2). FOMO با میل مداوم به در ارتباط بودن با آن‌چه دیگران انجام می‌دهند و یا در جریان آن هستند، شناخته می‌شود. این پدیده با استفاده از نظریه خود تعیین‌گری[1] مفهوم‌سازی شده است؛ و توسط پرزیبلسکی[1] و همکارانش برای درک انگیزه‌های FOMO به کار گرفته شد(3).FOMO شامل دو فرایند ادراکِ جا ماندن و رفتار وسواس گونه برای حفظ ارتباطات اجتماعی است.  ارتباط بین FOMO (ترس از جا ماندن) و استرس پس از سانحه (PTSD) به‌ویژه در زمینه بحران‌های جنگی مانند جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران، اگرچه در نگاه اول غیرمستقیم به نظر می‌رسد، اما چند پیوند روان‌شناختی و اجتماعی مهم بین آن‌ها وجود دارد.در وهله اول در دوران جنگ، افراد (چه در مناطق درگیر و حتی در مناطق غیرمستقیم) دائم در حال رصد اخبار، پیام‌ها و پست‌های دیگران هستند. این پیوستگی به رسانه می‌تواند شدت قرار گرفتن در معرض محتوای تروماتیک را افزایش دهد. از سوی دیگر مواجهه‌ مداوم با تصاویر مرگ، ویرانی، آوارگی و خشونت  تجربه‌ غیرمستقیم ترومای روانی که خودش یک مسیر شایع برای PTSD در جمعیت عمومی است.در وهله دوم افرادی که احساس می‌کنند در بحران‌ها نقشی نداشته‌اند ممکن است نوعی احساس گناه، ناکارآمدی یا جا ماندن را تجربه کنند. این حس می‌تواند به اضطراب مداوم یا افسردگی خفیف منجر شود که زمینه را برای PTSD تأخیری فراهم می‌کند.در جریان جنگ تحمیلی 12 روزه اخیر رژیم غاصب اسرائیل بر ایران به نظر می‌رسد این پدیده در بین اقشار مختلف جامعه در جریان بود. افراد در نقش‌های مختلف اجتماعی به‌طور مکرر در شبکه‌های اجتماعی در جستجو و یا در معرض اخبار جنگ تحمیلی بودند. این پدیده به بروز رفتاری وسواس گونه می‌انجامد به‌طوری‌که منجر به افزایش اضطراب، استرس، اختلالات خواب (از قبیل بی‌خوابی) و کاهش تمرکز افراد می‌شود. ازآنجایی‌که حفظ سلامت روان جامعه یکی از اهداف نظام سلامت در بحران‌هایی همچون جنگ است. سیاست‌مداران با اتخاذ سیاست‌هایی از قبیل محدود کردن انتشار اخبار از طریق شبکه‌های اجتماعی (مانند تلگرام، واتساپ و اینستاگرام ) که به‌عنوان ابزاری در جهت پیشبرد جنگ روانی و کاهش امید و تاب‌آوری در بین جامعه توسط رژیم غاصب اسرائیل استفاده شد می‌توانند علاوه بر پیشگیری از دامن زدن بر جنگ روانی دشمن، از آسیب‌های روانی ناشی پدیده FOMO که تبعات متعددی بر سلامت روان افراد جامعه می‌گذارد نیز پیشگیری نمایند.