تحلیل فراترکیب سیاستهای دولت در کاهش آسیبهای اجتماعی و اقتصادی مناطق حاشیهنشین شهری
نویسندگان
1 استاد، گروه مدیریت دولتی، دانشگاه زاهدان، زاهدان، ایران.
2 گروه مدیریت واحد رفسنجان
3 گروه مدیریت، واحد رفسنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، رفسنجان، ایران
doi
چکیده
مناطق حاشیهنشین شهری بهعنوان یکی از مهمترین چالشهای توسعه شهری در کشورهای در حال توسعه، با طیفی از آسیبهای اجتماعی و اقتصادی مواجهاند که سیاستگذاریهای دولتی در این زمینه نقشی کلیدی ایفا میکنند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل فراترکیب سیاستهای دولت در کاهش آسیبهای اجتماعی و اقتصادی مناطق حاشیهنشین شهری انجام شده و از نظر هدف توسعهای، از منظر روششناسی کیفی و از حیث گردآوری دادهها مبتنی بر تحلیل اسنادی است. روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی و ابزار تحلیل، رویکرد «فراترکیب» بر اساس مدل هفتمرحلهای سندلوسکی و بارسو (2006) بوده است. در این چارچوب، با جستجوی نظاممند در پایگاههای معتبر علمی نظیر Scopus، Web of Science و Google Scholar، تعداد ۴۸ مقاله منتخب در بازه زمانی ۲۰۰۳ تا ۲۰۲۵ تحلیل و کدگذاری شدند. یافتههای تحقیق به استخراج الگویی مفهومی منجر شد که شامل پنج بُعد اصلی در سیاستگذاری کارآمد برای مناطق حاشیهنشین است: ۱) بُعد زیرساختی و خدمات عمومی، ۲) بُعد اقتصادی، ۳) بُعد اجتماعی، ۴) بُعد حکمرانی و نهادی، و ۵) بُعد فرهنگی و دانشی. هر یک از این ابعاد دارای مؤلفههای کلیدی نظیر ارتقای خدمات پایه، توانمندسازی اقتصادی ساکنان، تقویت سرمایه اجتماعی، سیاستگذاری مشارکتی و آموزش فرهنگی شهروندان است. از منظر روایی، از رویکرد تکثرگرایی نظری و نظر متخصصان بهره گرفته شد و برای ارزیابی پایایی، آزمون ضریب کاپای کوهن برای کدگذاری مضاعف بهکار گرفته شد. این تحقیق با ارائه چارچوبی جامع، بر اهمیت سیاستگذاری یکپارچه، عدالتمحور و جامعهمحور برای کاهش آسیبهای حاشیهنشینی تأکید میکند و میتواند بهعنوان الگویی راهبردی برای برنامهریزان و سیاستگذاران شهری مورد استفاده قرار گیرد.