تحلیل راهبردهای توانمندسازی اجتماعی در پروژههای بازآفرینی شهری با رویکرد فراترکیب
نویسندگان
1 گروه شهرسازی، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران
2 گروه شهرسازی، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران
3 استاد تمام، گروه شهرسازی، واحد مشهد، دانشگاه ازاد اسلامی، مشهد، ایران
4 گروه شهرسازی، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران
doi
https://doi.org/10.82545/uf.2026.1219203چکیده
پژوهش حاضر با هدف تحلیل فراترکیب راهبردهای توانمندسازی اجتماعی در پروژههای بازآفرینی شهری انجام شده است. اهمیت این موضوع در آن است که توانمندسازی اجتماعی بهعنوان یکی از ارکان کلیدی بازآفرینی، نقش تعیینکنندهای در ارتقای سرمایه اجتماعی، افزایش مشارکت شهروندان و تحقق توسعه پایدار شهری ایفا میکند. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روششناسی، کیفی با رویکرد مرور نظاممند و فراترکیب است. دادهها از طریق جستجوی نظاممند در پایگاههای معتبر علمی استخراجشده و پس از غربالگری مقالات، ۳۱ مطالعه منتخب وارد فرایند تحلیل شدند. چارچوب هفت مرحلهای ساندلوفسکی و باروسو برای فراترکیب به کار گرفته شد. کدگذاری دادهها با استفاده از نرمافزار MAXQDA انجام شد و در نهایت مقولات اصلی و فرعی استخراج گردید. راهبردهای توانمندسازی اجتماعی در بازآفرینی شهری در قالب پنج بعد موضوعی و ۱۸ مقوله اصلی قابل دستهبندی هستند و بیشترین توجه به مقولات مرتبط با سرمایه اجتماعی و مشارکت مردمی اختصاص داشته است. پس از آن، مقولات مربوط به مدیریت و سیاستگذاری شهری و نوسازی کالبدی و خدماتی جایگاه پررنگی داشتهاند. در مقابل، مقولات مربوط به تأمین مالی و توسعه اقتصادی و نوآوری دیجیتال سهم کمتری را در ادبیات به خود اختصاص دادهاند. این امر نشاندهنده تمرکز غالب مطالعات بر ابعاد اجتماعی و مدیریتی و کمتوجهی نسبی به ابعاد اقتصادی و فناورانه است. نتایج نشان میدهد که تحقق بازآفرینی پایدار نیازمند رویکردی جامع و چندبعدی است که در آن توانمندسازی اجتماعی بهعنوان نقطه ثقل در کنار ابعاد اقتصادی، کالبدی و فناورانه مورد توجه قرار گیرد. غفلت از این ابعاد میتواند پایداری نتایج بازآفرینی را به خطر اندازد. بنابراین، تدوین چارچوبی یکپارچه که مشارکت واقعی ساکنان، شفافیت نهادی، عدالت اجتماعی و نوآوریهای فناورانه را همزمان در نظر گیرد، برای موفقیت پروژههای بازآفرینی شهری ضروری است.