ساختاردهی سیاست گذاری رسانه‌های دیجیتال با استفاده از روش‌شناسی سیستم‌های نرم و با رویکرد نگاشت شناختی

نویسندگان

1 دانشیار گروه مدیریت، واحد شیراز، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ايران

2 دانشیار گروه مدیریت، دانشکده مدیریت دانشگاه پیام نور، تهران، ايران

3 دانشجوی دکترا ، مدیریت و برنامه ریزی فرهنگی، پردیس علوم و تحقیقات فارس، دانشگاه آزاد اسلامی، فارس، ایران و گروه مدیریت، واحد شیراز، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران

4 استاد گروه مدیریت دانشکده مدیریت دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ايران

5 استادیار گروه مدیریت، واحد شیراز، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ايران

doi
10.71572/msds.2025.1197316
چکیده

رشد شتابان رسانه‌های دیجیتال، سیاست‌گذاری در این حوزه را به یکی از ارکان کلیدی حکمرانی تبدیل کرده است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی سیاست‌گذاری رسانه‌های دیجیتال در ایران و ارائه چارچوبی برای بهبود این فرآیند انجام شده است. این مطالعه از روش‌شناسی سیستم‌های نرم (SSM) و نگاشت شناختی(CM) برای تحلیل سیاست‌های رسانه‌ای بهره گرفته است. داده‌ها از طریق بررسی نظام‌مند مطالعات پیشین و مصاحبه‌های عمیق با ۱۵ نفر از خبرگان که با روش نمونه‌گیری گلوله برفی انتخاب شدند، گردآوری شد. برای افزایش روایی، از اعتبارسنجی محتوا استفاده شد و پایایی داده‌ها از طریق تکنیک توافق بین کدگذاران تأیید گردید. داده‌ها با روش تحلیل محتوای کیفی و نگاشت شناختی تحلیل شدند. یافته‌ها نشان می‌دهند که سیاست‌گذاری رسانه‌های دیجیتال تحت تأثیر بازیگران متعددی قرار دارد و تعامل مؤثر میان آن‌ها نقش کلیدی در موفقیت سیاست‌ها ایفا می‌کند. چالش‌های اصلی این حوزه شامل ضعف زیرساخت‌های فناوری، محدودیت‌های فرهنگی، و نبود توازن در قوانین نظارتی است. همچنین، یافته‌ها نشان می‌دهند که سیاست‌های فعلی عمدتاً به رویکردهای محدودکننده متکی هستند، درحالی‌که می‌توانند از مدل‌های تعاملی‌تر و مشارکتی بهره ببرند. نتایج پژوهش بیانگر این است که اتخاذ رویکردی جامع که ابعاد فناوری، محتوایی و حقوقی را هم‌زمان مدنظر قرار دهد، می‌تواند موجب افزایش شفافیت، کارآمدی و هماهنگی میان ذی‌نفعان در سیاست‌گذاری رسانه‌های دیجیتال شود. این مطالعه با ارائه چارچوبی تحلیلی، راهکارهایی برای بهینه‌سازی فرایند سیاست‌گذاری و مدیریت رسانه‌های دیجیتال پیشنهاد می‌کند.