خوانش «سیاستگذاری عمومی» از دیدگاه حقوق عمومی
نویسندگان
1 دانشیار گروه حقوق، دانشکدۀ حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
doi
10.22059/jplsq.2023.348933.3184چکیده
مطالعات میانرشتهای از حوزههای جدید در معرفتشناسی است که از قلمرو مطالعات کلاسیک و محض یک دانش فرا میرود و روش تازهای را پیشروی ما میگذارد. سیاستگذاری عمومی از مفاهیم میانرشتهای در علوم انسانی است که به فراخور کاربرد زمینهایاش، از یک «مفهوم تخصصی» تا یک «رشتۀ دانشگاهی» شناخته میشود. این وضعیت گویای اهمیت و ظرفیت بالایِ آن در میانۀ مفاهیم علوم انسانی است. نوشتار حاضر با درک چنین اهمیتی، درصدد واکاوی این مفهوم در دانش حقوق عمومی برآمده است و به این سؤال پرداخته است: خوانش «سیاستگذاری عمومی» در حقوق عمومی چیست؟ در این زمینه مقالة پیشِرو به لحاظ هدف بنیادی بوده و با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به این نتایج دست یافته است که اولاً ماهیت بینرشتهای سیاستگذاری عمومی، فضا را برای فهم شایسته و دقیق این مفهوم در حقوق عمومی سخت میسازد؛ ثانیاً از آنجایی که جایگاه نخستین این مفهوم در دانشهای دیگر قرار دارد، ازاینرو حقوق عمومی فقط بهعنوان دانش متأخر، میتواند از ظرفیتهای آن بهرهبرداری کند؛ ثالثاً خوانش مفهوم مذکور در حقوق عمومی، اساساً به اتکای زمینۀ کاربردیاش در حقوق، مانند سیاستهای قضایی، قابل ارزیابی حقوقی است. بنابراین، این مفهوم در حقوق عمومی بهتنهایی نمیتواند بهعنوان تأسیس تخصصی بهشمار آید؛ رابعاً بهنظر میرسد مفاهیم سیاست و سیاستگذاری در لحظهای که بهعنوان مفهومِ میانرشتهای در میانۀ دانشهای خاص قرار میگیرند، رنگ و بوی مفهومشناسانه پیدا کرده و به فراخور زمینة دانشیِ خاص، قابل بحث هستند.