آزمون تجربی مدل مدیریت استعداد دیجیتال در شرکت ملی صنایع مس ایران: کاربرد مدلیابی معادلات ساختاری
نویسندگان
1
2
3
4
doi
چکیده
پژوهش حاضر با هدف آزمون تجربی و اعتبارسنجی کمّی مدل مدیریت استعداد دیجیتال در شرکت ملی صنایع مس ایران انجام شده است. این مطالعه از نظر ماهیت، توصیفی-همبستگی و از نظر هدف، کاربردی میباشد. جامعه آماری شامل ۳۸۴ نفر از مدیران شرکت ملی صنایع مس ایران بود که به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهای محققساخته با اقتباس از ادبیات نظری و مدل کیفی پیشین بود که روایی آن با استفاده از میانگین واریانس استخراجشده (AVE > 0.5) و پایایی آن با ضریب پایایی ترکیبی (CR > 0.7) تأیید گردید. برای آزمون فرضیات و ارزیابی برازش مدل، از رویکرد مدلیابی معادلات ساختاری با روش حداقل مربعات جزئی و نرمافزار SmartPLS 3 استفاده شد. یافتهها نشان داد که مدل چهاربعدی مدیریت استعداد دیجیتال (شامل «جهتگیریهای راهبردی و فرهنگی»، «سامانههای فناورانه و اطلاعاتی»، «فرایندهای عملیاتی جذب و توسعه» و «مکانیسمهای نگهداشت و تجربه کارکنان») از برازش قوی برخوردار است (GOF = 0.50). کلیه ضرایب مسیر بین ابعاد در سطح ۹۹ درصد معنادار بوده و مقادیر ضریب تعیین (R²) و قدرت پیشبینی (Q²) نیز در سطح قوی ارزیابی شد. نتایج این پژوهش، اعتبار تجربی مدل کیفی پیشین را تأیید کرده و نشان میدهد که مدیریت استعداد دیجیتال در صنعت مس، فرایندی چندبعدی و مبتنی بر تعامل همزمان عوامل راهبردی، فناورانه، فرایندی و انسانی است. این مدل میتواند مبنایی برای طراحی سیستمهای ارزیابی و توسعه استعدادهای دیجیتال در شرکتهای معدنی و صنعتی مورد استفاده قرار گیرد.