تحلیل کاربرد شناختی طنز در شعر احمد شاملو
نویسندگان
1 دانشیار گروه ادبیات فارسی
2 دانشجوی دکتری
doi
چکیده
همواره، رابطهی یک به یکی میان معنا و خود واژه وجود ندارد و آنچه در فرهنگهای لغت، ثبت میشود تنها بخشی از معنای واژه است. اطلاعاتی که کاربرانِ زبان در گفتگو رد و بدل می کنند، بیشتر از معانی لغتنامهای واژهها میباشد و با بررسی کاربردشناسانه ، حاصل میشود. معنای کاربردشناختی ، بخش دیگری از معناست که فوق العاده متغیر است و در بافت کلامی مشخص میشود و به عوامل زیادی وابسته است .در این پژوهش به بررسی سبک شناختی طنز در شعر احمد شاملو با ارجاع به ایدئولوژی به عنوان عامل برون بافتی و مد نظر قرار دادن یکی از رویکردهای مطرح در کاربرد شناسی که اصل تخطی یا اصل عدم همکاری، نام دارد و همتای منفی اصل همکاری گرایس است، پرداخته میشود. این اصل در سال 1999 توسط آتاردو هدف قاعدهمند کردن تخطیهایی که از اصول گرایس صورت میگیرد، مطرح شده است. بر اساس نتایج به دست آمده از تجزیه و تحلیل داده های این تحقیق ، ظهور طنز در آثار یک شاعر ناشی از روحیهی نقادی و تعهد به انسان و جامعه است. بیان نابسامانیهای زندگی اجتماعی ، معضلات اخلاقی و ناملایمات سیاسی در پوشش ریشخند و شوخی، منجر به طنز درشعر شاملو شده است که از بن مایه های آنبا توجه به لایهی ایدئولوژیک شعر، میتوان انتقاد به ارتجاع، ریا، سرکوب اجتماعی، جهل و دروغ را نام برد که شاعرِ دردمند ، گاه سرخوشانه و گاه به تلخی در لایههای مخلف کلام آنها را نشان میدهد. تخطی از اصول همکاری یکی از مهمترین ویژگی های کاربرد شناختی طنز است و به طور خاص مشخص شد که نقض اصل ارتباط پرکاربردترین شیوهی ساخت طنز در شعر طنز شاملو است .